|
آواز های ابری (پنج سروده) سراينده: بابک مفيدی گاهی خيال می کنم که مبادا در تاريکی لا به لای اين موريانه ها که حافظه را می جوند خاطرات مان را به بادها بسپاريم ...
آقای بابک مفيدی در سال 1352 در تهران زاده شد . ايشان در رشته ی معماری كارشناسی ارشد و در رشته ی فلسفه ليسانس دريافت كرده است. همچنين او از هموندان انجمن نويسندگان ايران ديدار است . |
| آواز های ابری (پنج سروده) سراينده: بابک مفيدی سنگ پشت گيرم عقاب وار بر بادهای صاعقه خواهی کشيد بال عمر آرام می خزد . گيرم سمند وار خواهی گذشت باز از هر خلاب و خيزه و خندق عمر آرام می خزد . چهره به يال نقره ، بپوشان ! شرزه شيرا ! آسان شيار می زند سنگ پشت بر پشته ی پيشانی ات . شهريور 74 سوار اسب سوار تيز تک مرده . دشت هزار سمند کبود دشت هزار رنگ، پژمرده با چشم هاش، خيره به تاق سياه چادر چرکين آسمان دختر به انتظار شب را ستاره می شمرد : سوار سوار سوار ... اسب سوار تيز تک مرده . دشت هزار سمند کبود، پژمرده اسفند 75 ناکجا تا کجا پيش بايد رفت تا کجا ؟! کجاست آن سرزمين ناپيدا ؟ آن وعده ی هميشه ی تاريخ راه ها به بيراهه های وحشت و ترديد نزديک می شوند آيا حقيقت پنهان همين بوده است ؟ سرحد تنهايی و ترس سال های زوال و ملال تا کجا پيش بايد رفت تا کجا ؟! حتا اگر بادهای موافق برآيند حتا اگر موج ها برای تو پارو کشند بر زورقی شکسته ، رها در محيط بی پايان تا کجا پيش بايد رفت آنجا که کشتی به گل می نشيند و خط افق تمام می شود ؟! اسفند 77  آوازهای ابری ـ از مجموعه ی عكاسی های بابک مفيدی آواز های ابری برای شراره گاهی خيال می کنم که مبادا در تاريکی لا به لای اين موريانه ها که حافظه را می جوند خاطرات مان را به بادها بسپاريم و لب بسته حرف های ناگفته را فراموش کنيم آوازهای ابری اين سال ها را از ياد مبر ! پيراهن سياه شعرهای پريشان سطرهای مکرر خاکستری را از ياد مبر ! لا به لای اين موريانه ها که حافظه را می جوند جايی که غبار بر آن ننشيند پای چراغ و آينه و آه تقويم هفته های هفتاد را باز بگذار مبادا فراموش کنیم خطوط مبهم اين سال ها را امرداد 78 غزل زيباترين غزل نام توست مصراع کوچکی که حتا اگر تمام جغرافيای شعر جهان را مرور کنی شعری از آن بزرگتر نخواهی يافت شهری از آن عاشقانه تر زيباترين غزل نام توست ترانه ای کوتاه که زمزمه اش شب را قصيده ای می کند بلند آوازی از کرانه های جهان که تکرار آن سنگ را شاعر می کند و شاعر را سنگ معلق ميان سکوت و بهت اين تغزل مبهم تمام عاشقانه های جهان را مرور می کنم و از تمام غزل ها عبور می کنم تا تو را بسرايم تو را به نام به نام کوچک تيرماه 78
|