|
گل ، گلاب ، قمصر نويسنده : مرآت السادات مصباح با همکاری : مهرداد شمشيربندی ... از جوشاندن گل در آب، گلاب به دست می آيد که فرآورده ای خوشبو و سودمند است . ايرانيان از ديرباز با گل و گلاب سر و کار داشته اند . آنان زيبا پرستی خود را در وجود بلبل و لطافت طبع شان را در صورت گل جلوه گر ديدند و گاه عارفانه "گل" را با "انسان" اينهمانی دادند و گفتند : " گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت "...
| | سركار خانم مرآت السادات مصباح در سال 1324 در اراک متولد شد . تحصيلات ابتدایی و دبيرستان را در همان شهر به پايان رساند . در سال 1352 در دانشگاه تهران كارشناسی روان شناسی تربيتی را به پايان رساند و سال ها در مركزهای تربيت معلم به تدريس اين رشته پرداخت . | گل ، گلاب ، قمصر نويسنده : مرآت السادات مصباح با همکاری : مهرداد شمشيربندی  دورنمای قمصر ـ عكس : ولی الله شمشيربندی گر فيض کند ثنای قمصر نيکی کندش هزار دفتر ( فيض کاشانی) قمصر در استان اسفهان و يکی از بخش های شهرستان کاشان است . جايگاهی با طراوت و زيبا ، با مردمانی خوش خو و مهربان است که به راستی از گلزارهای اين ديار نشانی دارند . در هنگام ورود به قمصر ، پيک های موتور سوار با خوشرويی به مسافران خوشامد می گويند و آنها را به ديدار از کارگاه های گلاب گيری دعوت می کنند . از ميان وجه تسميه های قمصر ، اين يکی به نظر درست تر می آيد که قمصر در ابتدا چمسر يا کمسر بوده و به معنای جايی است که چاه ها و قنات های بسيار دارد . اين کلمه بعدها معرب و به قمصر دگرگون شده است . (1) گــل در گفتار و نوشتار امروزی ، واژه ی " گل " اسمی عام است که به همه ی گياهان علفی گل دار (مانند شمعدانی ، ياس ، نيلوفر و ... ) گفته می شود و در بسياری جاها ، کلمه ی " گل " ، پيشوند اين گياهان واقع می شود ( گل شمعدانی ، گل ياس ، گل نيلوفر و ... ) ؛ اما در ادبيات کهن فارسی ، هرجا واژه ی "گل" به تنهايی به کار رفته بايد آن را " گل سرخ " دانست . گونه های گلدار ديگر ، به اسم خودشان خوانده شده اند و تنها در برخی جاها کلمه ی "گل" با نام آنها آميخته شده ؛ شهيد بلخی می گويد : دانش و خواسته است نرگس و گل که به يک جای نشکفند به هم آن که را دانش است ، خواسته نيست وان که را خواسته است ، دانش کم در اين قطعه شعر ، "گل نرگس" تنها به نام "نرگس" خوانده شده و پيشوند "گل" برايش استفاده نشده است و منظور از "گل" ، گل سرخ است که با نرگس در يک فصل شکوفا نمی شود . همچنين سلمان ساوجی سروده : گرچه دورانی خوش است ايام گل خوش تر از دوران عشق، ايام نيست (2) که مصراع نخست به فصل خوش بهار و هنگام رويش گل سرخ اشاره دارد . در چامه های فارسی بسياران تشبيه به چشم می خورد که "گل" را سرخ رنگ و گاه به رنگ خون نشان می دهد ؛ از آن جمله است : عروس گل ز جمال تو چون خجل نشود ؟ سپيده دم که به گلگونه رخ بيارايد (سلمان ساوجی) (3) واژه ی " گلگونه " نيز که به معنای سرخاب زنان است ، خود نشانه ای ديگر است از سرخ فام بودن رنگ "گل" . اکنون بشنويد از حافظ شيرين سخن که در غزلی می فرمايد : ساقی حديث سرو و گل و لاله می رود وين بحث با ثلاثه ی غساله می رود (4) از اين سخن روشن می شود که " گل " و " لاله " يکی نيستند و با هم متفاوتند . همچنين در اين بيت ، دوتا بودن گل سرخ و بنفشه آشکار است : کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود (5) و نيز از مسعود سعد سلمان است : در آتش شکيبم چون گل فرو چکان بر سنگ امتحانم چون زر بيازمای (6) در اين تشبيه ، شاعر به جوشانده شدن گل سرخ در آب و گلاب گرفتن از آن اشاره می کند . رودکی ، پدر شعر پارسی هم در چامه ای نام "گل سرخ" را به کار برده است : گرد گل سرخ اندر ، خطی بکشيدی تا خلق جهان را بفکندی به خلالوش (7) (خلالوش : آشوب) درباره ی گل های ديگر همان گونه که گفته شد ، در بيشتر جاها ، نام آن ها بدون پيشوند " گل " به کار رفته است ؛ مانند نمونه های زير : عارفی کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد (حافظ) (8) رسم بد عهدی ايام چو ديد ابر بهار گريه اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد (حافظ) (9) خواب از خمار باده ی نوشين بامداد بر بستر شقايق خودروی خوش تر است (سعدی) (10) ای آنکه باغ طبع من آراسته تو را بی لاله و بنفشه و سوسن چگونه ای ؟ ( مسعود سعد سلمان ) (11) و بسياری نمونه های ديگر . اما در برخی بيت ها نيز ، پيشوند "گل" ، برای گلی به غير از گل سرخ به کار رفته است . برای مثال در روضه ی هفتم از بهارستان جامی از قول امير معزی چنين می خوانيم : من غلام آن خط مشکين که گويی مورچه پای مشک آلود بر برگ گل نسرين نهاد (12)  گل محمدی (گل گلاب) ـ عكس : ولی الله شمشيربندی آيا واژه ی " ورد " مادر واژه ی " گل " است ؟ امروزه بسياری از ما چنين می پنداريم که واژه ی " وَرد " ، به معنای گل ، از زبان عربی به زبان فارسی آمده است در حالی که بسياری از پژوهندگان، نظری ديگر دارند . در بخش دوم از کتاب در ژرفای واژه ها می خوانيم : " ... استادان و پژوهندگانی مانند دکتر حسين گل گلاب ، دکتر بهرام فره وشی ، دکتر محمد معين و دکتر محمد مقدم بر آنند که واژه ی ورد ، پارسی ناب است و از دوران پارسی اوستايی تا تاختن تازيان در گفتار و نوشتار ايرانيان به کار می رفته . (همچنين بد نيست بدانيم که واژه ی ورد تنها و تنها به گل سرخ گفته می شد که در سرزمين ايران به فراوانی يافته می شد و می شود و از آن گلاب می گرفتند و می گيرند) ... استاد دکتر بهرام فره وشی و استاد دکتر گل گلاب می گويند نشانه هايی که اين واژه را پارسی می دانند تا بدان پايه فراوان و استوار است که جای هيچ سخنی نمی گذارند . اينان می افزايند که گل سرخ در سرزمين ايران پيشينه ای دراز دارد و ايرانی در بيش از نود درسد از چامه هايش واژه ی " گل " را به کار برده است و اين سرزمين گاهواره ی پرورش گل ، به ويژه گل سرخ ( که [ گونه ای از ] آن را گل سوری هم می گويند ) بوده است و اگر به ژرفای تاريخ زبان برويم نخستين بار می بينيم که در کتاب ورجاوند اوستا ، چند بار گل سرخ را " ورذ "(varz) ناميده است . از آن ميان در ونديداد ، فرگرد 16 بند 2 به اين واژه بر می خوريم . سپس واژه ی ياد شده ، در پايان دوره ی پارسی باستان ، و آغاز پارسی ميانی ( پهلوی ساسانی و اشکانی ) به وَردَه varda)) دگرگون و اندک اندک " ورد " يا " وَرت " گفته شد ، و از آن پس به همين گونه به کار رفت . واژه ی ورد به معنای گل در نام بسياری از روستاها و شهرک های ايرانی به کار رفته است و در نزديکی تهران ، روستايی است به نام ورد آورد (VARD – AVARD) يعنی گل آورد . از اين گذشته زادگاه شيخ شهاب الدين سهروردی نيز از همين پديد آمده بدين گونه که بخش يکم واژه ی " سهره ورد " ، دگرگون شده ی واژه ی " سرخ " است که در زبان اوستايی " سُهر " يا "سرخ " گفته می شد . معنای ورد هم که روشن است پس سهره ورد يعنی گل سرخ . 
قمصر ـ گلستان ـ عكس : ولی الله شمشيربندی واژه ی ورت در زمان اشکانيان از ايران به ارمنستان رفت و به گونه ی " وارَت " درست در معنای " گل سرخ " به کار رفت و ارمنان از همين واژه ساخت نوارت (NOVART) را پديد آوردند که باز از دو بخش ( نو + وارت ) پديد آمده يعنی نوگل يا غنچه ی گل سرخ و بر روی دختران و زنان ارمن نهاده شد . ساخت های ديگر مانند " وارتوهی " و " وارتوش " نيز واژه ی وارت در اين زبان ساخته شدند . اين واژه سپس به زبان آرامی و از آنجا به ديگر زبان های سامی و از آن ميان زبان تازی راه يافت و در آن زبان ها نيز درست در کاربرد معنای گل سرخ به کار رفت ، و در فرهنگنامه های تازی اين واژه را " گل سرخ رنگ ، رنگ سرخ و اسب سرخ رنگ " معنا کرده اند . استاد دکتر فره وشی بر آن است که در پارسی کهن ، يکسره واژه ی " گل " به کار نمی رفته ، و تنها واژه ی " ورد " را به کار می گرفتند و رفته رفته بر پايه ی دستور زبان شناسی " RD" به " L" دگرگون شد و در پارسی ميانی ( پهلوی اشکانی ) به جای ورد ، " والَ " (VALA) گفته شد . و در اين زبان چنين دگرگونی هايی به فراوانی ديده می شود . همين واژه ی ( والَ) در گويش های باختری ايران (VEL) و سپس (VOL) گفته شد . بابا طاهر در دوبيتی های خود واژه ی ول و وُل را در کاربرد " گل " بسيار به کار برده است . مسلسل زلف بر رو ريته ديری وُل و سنبل به هم آميته ديری پريشان چون کری آن تار زلفان به هر تاری دلی ، آويته ديری ... و چون بسيار ديده شده است که چامه سرايان دلدار خود را به "گل" مانند کرده اند روشن است که در گذشته نيز به جای نام دلدار ، از واژه ی " ول " (vol) سود می جسته اند . باز هم از باباطاهر است : شب تاريک و ره باريک و ول مست کمون از دست من افتاد و بشکست کمون داران کمون از نو بسازيد ولم ياغی شده ، مشکل دهد دست واژه ی وَل (val) يا وُل (vol) باز هم دگرگونی پيدا کرد و در گويش روستايی گل (gul) گفته شد و همين واژه در پارسی امروزی به (gol) دگرگون شده است . بر اين پايه واژه ی " ورد " نه تنها تازی نيست ، و نه تنها پارسی ناب است ، که مادر واژه ی "گل" نيز هست . " (13) گل سرخ در قمصر گل سرخ از زيباترين گونه های گل است و در ادبيات جهان و ايران از آن بسيار نام برده شده . گل سرخ از نظر زيبايی ، رنگ ، عطر ، شکل و چينش گلبرگ ها ، در ميان گل ها ، سرسبد است . تا امروز بيش از بيست هزار گونه گل سرخ، شناسايی شده که در زبان فارسی تنها بخش کوچکی از آنها نامگذاری شده اند (14) از انواع گل سرخ که در فارسی ، نام بر خود دارند ، می توان به گل آتشی ، گل چای ، گل خار ، گل دو رنگ (گل رعنا) ، گل رشتی ، گل سرخ دمشقی ، گل سد پر ، گل سرخ مويدی ، گل سرخ چهار فصل ، گل محمدی (گل گلاب يا گل سوری) و ... اشاره کرد . (15) گل محمدی (Rose Domask) صورتی رنگ است و آن را " طلای معطر " هم می گويند . سازگارترين آب و هوا برای رويش و پرورش اين گل ، آب و هوای قمصر است . گل محمدی ، ويژه ی ايران است و اگر در جای ديگری از جهان يافت شود ، بی گمان از ايران به آنجا رفته . با اين که در کشاورزی کشورهای ديگر ، کارهای بهنژادی و بهزراعی زيادی بر اين گل انجام شده تا کنون ،گل رزی به کيفيت گل محمدی ايران رويانده نشده است . گل محمدی (گل گلاب) قمصر ، در ايران هم مرغوب ترين است و بيشترين ميزان الکل و اسانس (جوهر) را در خود دارد .  قمصر ـ كارگاه گلاب گيری ـ عكس : ولی الله شمشيربندی گلاب در کار گلاب و گل حکم ازلی اين بود کاين شاهد بازاری ، وان پرده نشين باشد (حافظ) از جوشاندن گل در آب، گلاب به دست می آيد که فرآورده ای خوشبو و سودمند است . ايرانيان از ديرباز با گل و گلاب سر و کار داشته اند . آنان زيبا پرستی خود را در وجود بلبل و لطافت طبع شان را در صورت گل جلوه گر ديدند و گاه عارفانه "گل" را با "انسان" اينهمانی دادند و گفتند : " گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت " . (16) نبود چنگ و رباب و نبيد و عود ، که بود گـِل وجود من، آغشته ی گُلاب و نبيد (حافظ) قمصر ، پايتخت گلابگيران جهان است . در سامان قمصر نزديک به 400 هکتار گلستان گل محمدی وجود دارد که از هر هکتار آن 4 تن گل به دست می آيد . رونق و شمار کارگاه های گلاب گيری در قمصر آنچنان است که باغداران شهرهای ديگر ، گياهان و گل های خود را برای عرق گيری و گلاب سازی به قمصر می آورند . سالانه 2000 تن گل و گياه در قمصر تقطير می شود و 4000 تن گلاب به دست می آيد . افزون بر گلاب ، نزديک به 70 گونه عرق گياهی در قمصر توليد می شود که بيشتر آن را گردشگران خريداری می کنند . می گويند امروزه اگر کسی در قمصر خود باغدار و گيرنده ی گلاب باشد ، با داشتن نيم هکتار زمين ، درآمد سالانه اش فراهم می شود . نخستين گام در گرفتن گلاب ، چيدن گل ها است . " گلچين ها از پگاه راهی گلستان می شوند تا گل ها را پيش از آن که آفتاب ديده باشند از شاخه جدا کنند ؛ زيرا بر اين باورند که آفتاب ، عطر گل را می پراند . در ميان گلچين ها می توان کودکان ، پيرمردان و پيرزنانی را ديد که هرکدام پارچه ی چهارگوشی را از چهار گوشه بسته و بر گردن انداخته اند . آنان گل ها را با چالاکی و بی آنکه باکی از خارها داشته باشند ، از شاخه می چينند و در پارچه می اندازند ؛ سپس گل ها را در گونی های بزرگ می ريزند و روانه ی کارگاه های گلاب گيری می کنند . " (17) يکی از دليل هايی که باعث شده تا گلاب قمصر بهترين گلاب ايران باشد ، چگونگی گلاب گيری از گل است . روش گلاب گيری در قمصر " ديگ و نی چه " ناميده می شود . اين روش پيشينه ای سيسد ساله دارد و اينگونه است که گل ها را در ديگ های مسی می ريزند و می جوشانند . بخاری که از جوشيدن گل در آب پديد می آيد، از ميان نی چه های فلزی که با شيب 45 درجه از ديگ بيرون آمده، گذر می کند و چکه چکه در پارچ هايی مسین می ريزد که درون آب سرد گذاشته شده است . اين سيستم ساده و بسته باعث می شود بيشترين اسانس گل در گلاب بماند . 
قمصر ـ كارگاه گلاب گيری ديگ و نی چه ـ عكس : ولی الله شمشيربندی در واقع ناب بودن گلاب ، بسته به نسبت ميان آب و گل است . امروزه گلاب قمصر از نظر کيفيت به اين شکل دسته بندی می شود : 1 ـ گلاب سبک که با ريختن 15 کيلو گل 40 کيلو گلاب به دست می آيد . 2 ـ گلاب سه منی ( هر من در قمصر 6 کيلو است ) که از هجده کيلو گل ، 40 کيلو گلاب به دست می آيد . 3 ـ گلاب 5 منی يا سنگين و ناب که از ريختن 30 کيلو گل ، 40 کيلو گلاب به دست می آيد . همچنين در قمصر گلاب های دو آتشه نيز توليد می شود ؛ بدين گونه كه نخست 30 كيلو گل را با 60 ليتر آب می جوشانند و از آن 40 كيلو گلاب می گيرند . آنگاه پسمانده های گل را از ديگ بيرون می ريزند و اندازه ی گلاب را به 60 ليتر می رسانند و با سی كيلو گل دوباره می جوشانند و از آن گلاب می گيرند . گاه گلاب های چند آتشه پس از مدتی شيشه های نگهدارنده را ترک می اندازند و می شكنند .  قمصر ـ كارگاه گلاب گيری ـ عكس : ولی الله شمشيربندی در روزگار قديم يکی از کاربرد های گلاب ، درمان بيماران بوده است . اين باور هنوز هم در ميان هواداران طب سنتی پابرجا است . آنان گلاب را افزون بر خوشبو کنندگی ، تقويت کننده ی قلب و اعصاب ، سفت کننده ی لثه ، صفرا بُر و از ميان برنده ی بلغم می دانند . در قديم گلابگيران قمصر ، گلاب های 3 آتشه ، 4 آتشه و 5 آتشه توليد می کردند و پزشکان از آنها در بهبود بيماری ها سود می بردند . از گلاب سه آتشه برای تقويت قلب و از گلاب 5 آتشه ( که از 150 کيلو گل ، به سنگ و سنجه ی امروز ، تنها 40 ليتر گلاب می گرفتند ) برای تقويت مغز و درمان افسردگی و سر درد استفاده می کردند . به همين دليل است که در سوگواری ها ، گلاب کاربرد زيادی دارد . از نوحه ی جغد الحق ماييم به درد سر از ديده گلابی کن درد سر ما بنشان (خاقانی) (18) مهم ترين خواستاران گلاب ايران ، کشورهای مسلمان هستند و پس از آنان کشورهای اروپايی برای ساختن عطر ، ادوکلن و برخی لوازم آرايشی و بهداشتی گلاب ايران را خريداری می كنند . يکی از کاربردهای گلاب قمصر شست و شوی خانه ی کعبه است . اين مراسم در سال دو بار ، يکبار اول ماه شعبان و بار ديگر در روز عرفه انجام می شود . دوره ی گلاب گيری در قمصر از ارديبهشت ماه آغاز می شود و يک ماه تا چهل و پنج روز ادامه می يابد هرچند كارگاه ها تا پنج ماه سرگرم كار هستند و گل ها و گياهان از شهرهای ديگر برايشان آورده می شود . قمصر سالانه پذيرای يک مليون نفر گردشگر است .  دورنمای قمصر ـ عكس : ولی الله شمشيربندی سپاسگزاری : با سپاس فراوان از آقای هادی اکبری که با مهربانی ما را پذيرفتند و اطلاعات جامعی درباره ی گلاب گيری در اختيار ما گذاشتند . پانويس ها : 1 ـ اکبری ، هادی ، قمصر (گذشته ، حال ، آينده ) ، نشر جمال ، قم 1381 ، ص 38 2 ـ ساوجی ، سلمان ، کليات سلمان ساوجی به تصحيح دکتر عباسعلی وفايی ، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، 1376 ، ص 262 3 ـ پيشين ، ص 319 4 ـ حافظ شيرازی ، خواجه شمس الدين محمد ، ديوان حافظ شيرازی ، مقدمه از دکتر سيد محمد رضا جلالی نايينی ، ناشر : حسين خسروی ، زمستان 1372 ، ص 161 5 ـ پيشين ص 157 6 ـ سعد سلمان ، مسعود ، گزيده ی اشعار مسعود سعد به کوشش حسين لسان ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، بهار 1385 ، ص 197 7 ـ سمرقندی ، رودکی ، ديوان رودکی سمرقندی بر اساس نسخه ی سعيد نفيسی ، ی برگينسکی ، موسسه ی انتشارات نگاه ، 1382 ، ص 93 8 ـ حافظ شيرازی ، خواجه شمس الدين محمد ، ديوان حافظ شيرازی ، مقدمه از دکتر سيد محمد رضا جلالی نايينی ، ناشر : حسين خسروی ، زمستان 1372 ، ص 124 9 ـ پيشين ص 126 10 ـ مصلح ابن عبدالله ، سعدی ، غزليات سعدی ، مقدمه و شرح : بهاء الدين اسکندری ، موسسه ی انتشارات قديانی ، پاييز 1375 ، ص 156 11 ـ سعد سلمان ، مسعود ، گزيده ی اشعار مسعود سعد به کوشش حسين لسان ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، بهار 1385 ، ص 197 12 ـ عبدالرحمان ابن احمد ، جامی ، بهارستان ، به تصحيح دکتر اسماعيل حاکمی ، انتشارات اطلاعات ، 1381 ، ص 96 13 ـ انقطاع ، ناصر ، در ژرفای واژه ها (بخش دوم) ، ناشر : شرکت کتاب ، زمستان 1383 ، صص 303 ـ 300 14 ـ اکبری ، هادی ، قمصر (گذشته ، حال ، آينده ) ، نشر جمال ، قم 1381 ، ص 108 15 ـ معين ، محمد ، فرهنگ شش جلدی معين ، جلد سوم ، اميرکبير ، 1371 ،صص 3356 ـ 3334 16 ـ اشاره ای است به اين بيت حافظ : گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد 17 ـ زنده دل ، حسن ، استان اصفهان (جلد چهارم از مجموعه ی راهنمای جامع ايرانگردی)، نشر ايرانگردان ، 1377 ، ص 176 با اندکی ويرايش و تغيير در کلمات 18 ـ يوسفی ، غلامحسين ، چشمه ی روشن (ديدار با شاعران) ، انتشارات علمی ، تابستان 1373 ، ص 161
|