بازديد کنندگان کنوني

بازديد کنندگان کنوني : 1 نفر مهمان

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
هموندي (عضويت)

لینک Rss مطالب

ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS
 
دم واپسین ـ دکتر محمود حسابی نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط Irandidar   
15 تیر 1390 ساعت 22:04

 

دم واپسین ـ دکتر محمود حسابی

                                                                            

نویسنده: سیامک تقی پور

 

واپسین نفس آدمی زمانی برمی‌آید که به یقین دیگر هیچ امیدی به زندگانی و تداوم جان نیست. ندرتاً انسان‌هایی پیدا می شوند که با پیوند زدن این سوی عمر (حیات) با آن سو (ظلمات و بی‌پایانی) معنایی متفاوت از هستی ارائه می‌کنند...


 

 

 آقای سیامک تقی پور در سال 1330 در کهریزک متولد شد . از نوجوانی به کار تئاتر و سینمای حرفه ای پرداخت . تحصیلات خود را نخست در رشته ی حقوق و سپس در رشته های ادبیات دراماتیک و باستان شناسی ادامه داد. در طول این سالها بیش از هفتاد مقاله در زمینه ی نقد فیلم ، تئاتر و ادبیات نوشته و منتشر کرده است . ایشان موسس و نخستین رییس کانون فیلمنامه نویسان ایران بوده و تا امروز سی فیلمنامه و نمایشنامه به رشته ی تحریر در آورده است . از جمله آثار اوست : فیلمنامه های جاده های سرد ، شیر سنگی و نمایشنامه ی بهرام چوبینه . همچنین فیلم های سه مرد عامی و تبه  مرد نيلوفری را نوشته و کارگردانی کرده است .

از آقای تقی پور نخستين جلد  رمان " شاهی از دوران خویش " و رمان " زوال دیر وقت " به چاپ رسيده است . 

 

 

 Image

 

 

 

دم واپسین ـ دکتر محمود حسابی

                                                                            

نویسنده: سیامک تقی پور

 

من بنده ی آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم (خیام)

 

واپسین نفس آدمی زمانی برمی‌آید که به یقین دیگر هیچ امیدی به زندگانی و تداوم جان نیست. ندرتاً انسان‌هایی پیدا می شوند که با پیوند زدن این سوی عمر (حیات) با آن سو (ظلمات و بی‌پایانی) معنایی متفاوت از هستی ارائه می‌کنند.

به راستی وقتی در مقابل چشمان شما آخرین رشته‌های امید که در بیمارستان‌ها همان سرنگ‌ها و نوارها و دیگر ابزارهای مصنوعی هستند، از بدن انسان جدا شوند و آشکارا معنای تمام شدن عمر را بنمایانند، دیگر چه نشانه‌هایی می‌توانند با بی‌زبانی پایان همه چیز و در واقع «دم واپسین» را پیش چشم بگذارند؟ آن وقت پل زدن میان بودن و نبودن و از روی آن پل ترانه ی جاودانگی خواندن دلخواه ترین کار بشر است.

 

این مقدمه‌ایست بر یکی از شگفت‌آورترین «دم‌های واپسین» از یکی شگفت‌انگیزترین هم میهنان عصر ما، در کنار یا در میان ما که بسیار بی‌اعتنا وقتی مرگ روبرویش ایستاده بود و آشکارا می دیدش، نوشته ای را با شوق برمی‌داشت، سطرها را مرور می‌کرد و سپس آسوده و رها شده، در طول تونل بی‌انتها و تاریک مرگ به پیش می‌رفت.

 تصویر بسیار پراهمیتی از این لحظه در دست است. اطاقی است و به عبارتی بخش سی. سی. یو در بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو، که ده‌ها دستگاه بسیار پیشرفته در آن هست و پروفسور محمود حسابی در سن 90 سالگی با چهره‌‌ای بی‌درد در میان آن‌ها بر تخت خوابیده و تمام رشته‌های محرّک حیات از چهارسو بر قلب و سینه و گردن و دست و پا و پشت او نصب شده‌ است. پروفسور چند هفته‌ ای است که بدین گونه قلبش می‌تپد و دم و بازدمش با این وسیله‌های فوق مدرن تکرار می‌شود، اما آنچه که مرزی میان زندگی و مرگ معنا شود در اینجا هیچ مفهومی ندارد. این جسم نحیف به یکی از دو سوی زندگی یا مرگ کوچکترین اعتنایی ندارد. آیا می‌‌توان از دوران‌های کهن مثلاً زمان زرتشت تا به دوران بوعلی‌سینا و از آن عهد تا دوره ی این مرد بزرگ، فلسفه ی مرگ و زندگی را چنین با وضوح کامل و با آزمایشگاه تن خویش به نمایش گذاشت؟ پروفسور حسابی چنین کرد و عجیب‌ترین سفر او از اینجا به «آنجا» آغاز شد؛ «آنجا»: جایی که نمی‌دانیم کجاست و فقط به لفظ جاهلانه‌ای «دنیای دیگر» می‌نامیمش.

 

Image

دکتر محمود حسابی

 

پروفسور دکتر محمود حسابی که به تعبیری در سی و هفت یا هشت تخصص مدرک دکترا و مهندسی داشت، به قول قدیمی ها از خطه‌ ی نخبه ‌پرور عراق عجم برخاست. سرزمینی که ده‌ها عارف بزرگ، صدها عالم و ریاضی‌دان، ده‌ها سیاستمدار و دانشمند یگانه پرورانده است، بزرگانی چون امیرکبیر و قائم مقام تا مصدق و وثوق و قوام و مستوفی الممالک‌. منطقه ی شمال شهر اراک، یعنی فراهان و آشتیان و تفرش که هنوز دلایل نخبه ‌پروری آن سامان در پرده‌ ی رازها است.

او در سال 1281 شمسی در خاندان تفرشی سیدعباس معزالسلطنه از دامان گوهرشاد خانم حسابی برخاست. در چهار سالگی عازم بیروت در منطقه ی شامات شدند. نگفتنی است آنچه که پدر با او و برادر کوچکش کرد و گوهرشاد خانم و دو کودک چه مرارت نفس‌گیری در سرزمین غربت به جان خریدند تا محمود راهی دبستان شد. مادر فاضل و متدین، قرآن و حافظ را در سینه ی او رویانده بود و فرزند از حفظ کامل آن‌ها برخوردار بود.

محمود تا رفتن به دبستان در مدرسه ی کشیش‌های فرانسوی، ادبیات فارسی از بخشی از جمله گلستان و شاهنامه را آموخت و بعداً بسیار زود بر مثنوی مولانا و منشأت قائم مقام و بسیاری دیگر از آثار ارجمند پارسی اشراف یافت.

همزمان با شروع جنگ جهانی اول (1914) و تعطیل مدارس فرانسه ‌زبان بیروت دو سال درس را در خانه ادامه داد و سپس به کالج امریکایی بیروت رفت و در هفده سالگی لیسانس ادبیات، در نوزده سالگی لیسانس بیولوژی و مدتی کوتاه نگذشته بود که مهندسی راه و ساختمان را به پایان رساند و در یک شرکت فرانسوی به کار نقشه‌کشی و راهسازی مشغول شد. دوران اوج‌گیری استاد از شروع تحصیل در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و نجوم آغاز شد. شرکت فرانسوی بنا به لیاقت و پشتکار وی، او را به پاریس اعزام کرد. پس از ورود به مدرسه ی عالی برق (1924 میلادی) آن رشته را با موفقیت به پایان رساند و همزمان با تحصیل در رشته ی معدن در راه‌آهن برقی فرانسه کار گرفت. بعد از پایان تحصیلات معدن، و شروع به کار مهندسی در معادن «سار» درخشش آرمان‌های درونیش او را به «سوربن» و به سوی فیزیک کشاند. همان رکن اساسی و پایه‌ای دانش‌های گسترده ی دکتر حسابی که در نهایت لقب پدر فیزیک ایران را برای او فراهم کرد. در سال 1927 / 1306 شمسی دکترای فیزیک خود را با رساله ی مشهور «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک» با درجه ی عالی از دانشگاه سوربن پاریس دریافت کرد. حال آن که با این همه تجربه و تخصص و مدارک بیست و پنج سال بیشتر نداشت. بدون شک دانش دوست ترین انسان ایرانی دوران خویش بود و تا شست و پنج سال بعد هیچ کس رتبه ی متعالی او را کسب نکرد.

از این دوران به بعد است که تجلی شان علمی او در جوار صفات اخلاقی ممتاز و بی‌نظیرش، وی را در میان همه ی فضلا و دانشمندان یکه و بی همانند ساخت و  پس از آن با هر گامی که برداشت، نخستین پایه‌ها را بر جای گذاشت.

با ورود به ایران و ماموریت در وزارت راه، اولین نقشه‌برداری علمی و فنی کشور را برای راه ساحلی جنوب به طور سراسری از بنادر خلیج فارس تا لنگه و بوشهر طراحی کرد. سال بعد در سال 1307 شمسی مدرسه ی مهندسی وزارت راه را تاسیس کرد. در همان سال دارالمعلمین عالی را همراه با دانشسرای عالی تاسیس و راه‌اندازی نمود. اقدامات علمی او از ساخت نخستین رادیو در ایران آغاز شد و پس از ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی (1310 شمسی)، اولین دستگاه رادیولوژی را به راه انداخت. ذهن و دست این انسان شگفت‌انگیز لحظه‌ای از خلاقیت‌ و آفرینش باز نماند. پس از آن که ساعت دقیق ایران را تعیین کرد، اولین بیمارستان خصوصی را با یاد و نام مادرش زنی که او را صدف‌وار پرورش داد و دُری نایاب به جامعه ی ایران هدیه کرد تاسیس و نام «گوهرشاد» را بر آن گذاشت. حال زمان بلوغ کامل ابتکارات اوست: پیشنهاد و تدوین قانون تاسیس دانشگاه تهران؛ در آغاز دانشکده ی فنی را آماده کرد و با قبول ریاست و تدریس در آنجا عرصه ی فعالیت‌های علمی و فرهنگی را بدان دانشکده کشانید. با تاسیس دانشکده ی علوم و پذیرش ریاست آن در طی دو دوره ی شش ساله اما متناوب همچنان به خدمات دانشگاهی مشغول بود تا کارش به عرصه ی سیاست و خدمات ملی کشانده شد. در دولت مستعجل دکتر مصدق پس از آن که مأموریت خلع ید از شرکت نفت انگلیس را به انجام رساند، اولین رییس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران شد، ضمن این که تدریس در دانشکده ی علوم را همچنان ادامه داد. با تاسیس مرکز عدسی‌سازی دیدگانی، اپتیک کاربردی را به سامان رساند. مدارس عشایری را با ساخت اولین مدرسه پایه گذاشت  اما کار بزرگ او بنیان نهادن موسسه ی ژئوفیزیک دانشگاه تهران، مرکز تحقیقات، رآکتور اتمی دانشگاه، و تاسیس سازمان انرژی اتمی است. در سال 1330 شمسی به عضویت هیات دایمی کمیته بین المللی هسته‌ای درآمد و بیست سال در آن عضو بود. سناتوری پانزده ساله او از 1330 تا 1345 شاخص‌ترین فعالیت دولتی اوست، اما همچنان پرتکاپو و مدام درصدد تاسیس جایی و راه‌اندازی تشکیلاتی عامه المنفعه در سطح ملی بود. تاسیس و تدوین قانون موسسه ی استاندارد، تاسیس اولین رصدخانه ی نوین، اولین مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز، تشکیل و ریاست کمیته ی پژوهشی فضای ایران، عضو دایمی کمیته بین المللی فضا، تاسیس انجمن موسیقی ایران، موسس فرهنگستان زبان ایران، تربیت هفت نسل استاد ممتاز و دانشجویانی زبده که امروزه در سراسر جهان به نام ایران افتخار می‌آفرینند. همه و همه حاصل زمانی بین 25 سالگی تا شاید همان نود سالگی یعنی کمتر از 65 سال است که می‌تواند محصولی از گروهی کارآمد و در طی دو قرن کار مداوم پدید آید.

پروفسور محمود حسابی از این همه خدمات عظیم و ملی و جهانی نامی بس بزرگ و شایسته از خود برپا کرد. در سال 1990 میلادی مرد علم جهان شناخته شد. عنوانی که چه بسیار نام‌آوران دیگر دنیا از فیض آن محروم مانده‌اند.

آنچه با اطناب کلام اما ضرورتاً گفته شد، شاید مقدمه‌ای کوچک و کمرنگ در قبال آنی باشد که در بحبوحه ی مرگ و دم واپسین از او بروز کرد:

وقتی بانوی پزشک سرپرست تیم معالج پروفسور، کاملاً از زنده ماندن او قطع امید کرد، دستور جدا کردن رابطه‌های چندگانه ی وسایل مختلف الکترونیکی و دیجیتالی را از بدن او صادر کرد و این دستور غم انگیز مصادف شد با آوردن روزنامه که هر روز از ایران برایش می‌رسید. بی‌آنکه مدد و نیرویی از دستگاه‌هایی که ماه‌ها او را زنده نگاه داشته بودند دریافت کند، بدون ضعف و با روحی معنوی و شوقی نهادینه در وجودش کتابی به دست گرفت تا گویای حال حقیقت جویش باشد. و این معجزتی نامیده شد که بانوی پزشک آن را به عنوان امری ماورایی به همه ی جهانیان اعلام کرد. دنیا دریافت مرد پهن دشت دانش در آستانه ی رفتن ـ وقتی  مرگ با چشمان بازش او را نظاره می کرد ـ همچنان پی جوی حروف، وقایع، پدیده‌ها و احوال مردمان و شاید اسرار ناشناخته‌ای بود که کس آن را نشناخت و چه بسا راز مرگ بود که در آن لحظه ی بی‌زمانی واکاوی می‌کرد.

پروفسور دکتر محمود حسابی پس از رها شدن از کالبد خویش به زنده بودن ابدی خویش در جامعه ی ایران و بسا اکنافی از جهان ادامه داد. وقتی در سال 1371 شمسی پیکر بزرگترین دانشمند قرن اخیر ایران را به کشور بازگرداندند، بنا به وصیت او به دیار اجدادی، جایی که سدها و بلکه هزارها نامور و کارآمد تاریخی از آن رسته بود انتقال دادند، اهالی تفرش که به وجود او بسیار مباهات می کردند، استقبالی عظیم از کالبدش به عمل آوردند. دانشگاه تفرش که مفتخر و مزین به داشتن او و نام اوست، قریب به بیست سال میزبان که نه! میهمان محضر آن یگانه و بی‌همانند روزگار ماست.

نظر ها
افزودن جدید
zohreh   |5.239.86.xxx |2015-05-07 23:53:51
من عاشق نوشته ها و قلم آقای تقی پور هستم.
امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشند.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

تاریخ بروز رسانی ( 23 ارديبهشت 1392 ساعت 19:36 )
 
< بعد   قبل >
 
ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS