بازديد کنندگان کنوني

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
هموندي (عضويت)

لینک Rss مطالب

ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS
 
مردم واری در معماری ایران نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط Irandidar   
30 فروردين 1391 ساعت 11:13

مردم واری در معماری ایران

نویسنده: محمد کریم پیر نیا

چون با معماران کارآزموده ی ایران درباره ی شیوه های کهن این هنر نغز و مردمی به گفت و گو می نشینیم، می گویند کار بنا/ ساختمان باید مردم وار باشد…

 

مردم واری در معماری ایران

نویسنده: محمد کریم پیر نیا

 

گفتنی: این نوشتار از شماره ی بیست و چهارم فصلنامه ی «فرهنگ و زندگی» چاپ شده در زمستان 1355 برگزیده شده است.

 

چون با معماران کارآزموده ی ایران درباره ی شیوه های کهن این هنر نغز و مردمی به گفت و گو می نشینیم، می گویند کار بنا/ ساختمان باید مردم وار باشد. هر جانداری، هر پرنده ای، هر آفریده ی زنده ای لانه و آشیانه ی خود را به اندازه ی خود و درخور نیاز خویش می سازد. چرا ما مردم خانه هایی می سازیم که بیرون از اندازه ی ما است؟ نه پهنایش به بستر ما می خورد، نه افزازش به بالای ما می آید.

این چکیده ی سخن هنرمندان فرزانه ای است که سینه به سینه از پدر به فرزند و از استاد به شاگرد رسیده و تا کنون پاییده است. از این سخن و هزاران مانند آن می توان دفترها فراهم کرد اگرچه هرگز به روی کاغذ نیامده اما خوشبختانه در سینه ها گنجینه وار نگهداری شده که مردم هنری، گنجور آن بوده اند و دست چپاول ویرانگران بیگانه نتوانسته چیزی از این اندوخته های گرانبها برگیرد و زبانه های آتش بیداد در برگهای این دفتر زرین نگرفته است.

معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران ما بیش از هر جای دیگر. چنان که آرایش معماری هماره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه ی کار معماری را می ریخته است.

معمار ایرانی افراز درگاه را به اندازه ی بالای مردم می گرفته و روزن روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه ی دلخواه به درون سرای آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه ی یک بستر است و افراز طاقچه و رف به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد. آسمانه ی اتاق را با خوانچه و کاربندی چنان می ساخته است که به اندام باشد و گوشه های آسمانه را با پتکانه (طاق معلق) و گیلویی چنان می پرداخته است که نغز و دلپذیر شود.

اگر خوابگاه ایرانی اندازه ای خرد و درخور گسترش یک یا دو بستر دارد، در برابر تالار و سفره خانه اش با شکوه و پهناور است. اگر خوابگاه خرد است، از آن خداوند خانه است و شایسته نیست که بیگانه ای به آن راه یابد اما تالار باید که شایسته ی پذیرایی میهمان گرامی باشد؛ مهمانی که اگر خانه، کوچک و تاریک باشد " بر دیده ی روشنش نشانیم"، مهمانی که نزد ایرانی از جان گرامی تر است، آزرمش می داریم و نازش می کشیم، چه توانگر باشیم و چه تهیدست" امشب تو بیا به خانه ی ما... یک شب جانا هزار شب نیست". جایگاه مهمان شاه نشین تالار است و در آن خداوند خانه آستانه و پی ماچان، اگرچه مهمان خرد و تهیدست باشد و میزبان بزرگ و توانگر"در خانه هرچه باشد و مهمان هرکه باشد".

در بیرون از ایران معماری برون گرا است. در باختر زمین کوشک هایی را می بینیم که چون قفسی گشاده میان انبوهی از درختان نهاده است و از درون آن می توان بیرون را نگریست یا در خاور زمین خانه هایی است که پیرامون خود، آفتابگردان  و سرسایه ای چون مردگرد دارد و مانند کوشک های باختر زمین به بیرون می نگرد اما در ایران در میان خانه، باغچه و استخری می ساخته اند و اتاق ها و تالارها را چون آغوشی بسته گرداگرد آن می چیده اند. در بارو و دیوار بیرونی ساختمان، پنجره و روزن و رخنه ای نبود تا بتوان از درون بیرون را دید و نمای برونی با طاقنما و کوردرگاه و کنگره آرایش می شد و تنها درگاه یا سردری داشت که درآیگاه [ورودی] ساختمان به شمار می آمد. گویا معماران ایرانی این روش را از عارفان هم میهن خود فرا گرفته بودند که به برون، کاری نداشتند و درون را می نگریستند. برخی گمان کردند که آیین پاک اسلام با گریز و پرهیزی که به همراه داشته مردم مسلمان ایران را درون گرا کرده است اما کاخ های تخت جمشید و شوش و کوشک های روزگار ساسانیان گواهی می دهد که ایرانی همیشه درون گرا بوده و می خواسته است که چون شب در خانه شد با خانگیان خود دور از نگاه بیگانه آرام بیاساید.

در میان کوشک هایی که بر روی تختگاه تخت جمشید ساخته شده کاخی است که می گویند مشکوی خشایارشا بوده است. این کاخ که بر روی تهرنگ ستون ها و دیوارهای نخستین بازسازی شده و اکنون جایگاه کتابخانه و موزه ی تخت جمشید است، گذشته از تالار بزرگ که خود به روی سرایی گرد بسته باز می شود شش خوابگاه و اتاق دارد که مانند خانه های نمکدان در دو سوی راهرویی جای گرفته و از روشندان و جام خانه ی بام، روشنی می گرفته است. چون در و روزنی که به بیرون گشوده شود نداشته (اگرچه هنگام بازسازی مردگرد گرداگرد آن را به گونه ی ایوانی گشاده ساخته اند). در میان هر اتاق چهار ستون چوبی داشته که روشندان بام را نگه می داشته است و نمای بیرونی کاخ، دیواری فرو رفته و برجسته است که طاقنماهای یکنواخت امروزی را به یاد می آورد و تنها برای آرایش نما بدین گونه ساخته شده. این درونگرایی سختگیرانه را در کوشک های پس از اسلام ایران هم نمی توان دید، یا کاخ صد ستون سنگی با همه ی پهناوری و گستردگی اش تنها با چند در و روزن و پاچنگ ( پنجره هایی که تا کف کشیده نمی شود و زیر آن دست انداز بسته است) به سرای گرد بسته ای باز می شود که در دو سوی دیگر آن تالار سی و دو ستون و دروازه ی درآیگاه کاخ است و دیوار رو به باختر آن، طاقنما است و شگفت این که در بخش خزانه (ساختمان های نخستین تخت جمشید)  خانه ای هست که پادیاوی (حیاط گرد بسته ی کوچک) در میان دارد و یک سوی آن تالاری بزرگ و سویی دیگر یک راهرو و دو اتاق کوچک و روبروی تالار چفته (ایوان بزرگ سرپوشیده) و رو به باختر تنها ایوانی دارد درست مانند خانه های واپسین تهران و کاشان و یزد و کرمان. این پی گیری و دنباله روی دیرنده می رساند که تا کجا معماری ایران وابستگی بی چون و چرای خود را با زندگی پاس داشته است و تا چه اندازه معماران ایران، مردم وار می اندیشیده اند.

در معماری ایرانی از پیمون (که همانند مدول در معماری باختر زمین است) بهره می گرفته اند. پیمون اندازه های خرد و یکسانی بوده است که باید در هر جا درخور نیازی که بدان بوده است گنجانده شود. اگر درگاهی در پهنا برابر 14 پیمون بوده، ناگزیر افراز(ارتفاع) آن 28 پیمون می شده که به اندازه ی بالای یک مرد است. همچنین اگر چند درگاه در کنار هم بود، میان آن ها تیغه هایی به ستبرای 2 پیمون می گذاشتند. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نازیبایی یا نا استواری ساختمان از میان می برده است چنانکه یک گلکار نه چندان چیره دست در روستایی دورافتاده می توانسته است با کاربرد آن پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کارآزموده و استاد پایتخت. از این گذشته در آرایش معماری ایران جفت و پاجفت به کار گرفته می شده. برای بناهای بزرگ مانند کاخ یا پرستشگاه که می خواسته اند شکوه و سنگینی داشته باشد، جفت به کار می برده اند. بال های جفت و همسان و همسنگ ساختمان به سینه و دل آن شکوه و سنگینی می بخشید مانند بزرگی که رهیانش [فداییانش] در میان گرفته باشند اما در ساختمان خانه ها و کوشک ها می کوشیدند با کاربرد پاجفت، یکنواختی و سنگینی را برهم زنند و چنان کنند که هر گوشه ی آن برای بیننده تازگی داشته باشد.

در پایان بد نیست سخنی چند از هنرهای وابسته به معماری ایرانی نیز به میان آید. اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند درودگری، سنگ تراشی و نقش بندی پیرایه به شمار می آید، در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت خام و پخته و کاشی تراشی یا پیش بر یا خشتی و مانند آنها یا به گفته ی معماران ایرانی آمرد (تزیینات الحاقی) و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر در زیر پوشش عایقی در برابر گرما و سرما پدید آید و افراز [ارتفاع] بنا که ناگزیر پیرو پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاه تر یا بلند تر شود، تنها با افزودن کاربندی یا خوانچه می توان افراز ساختمان را اندام و مردم وار کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. اینجا کاشی درست جای پوشش های فلزی باختر زمین را گرفته و نیک آزموده اند که پوششی بهتر و سودمند تر از این در آب و هوای کشور ما نیست، اما از آنجا که زندگی ایرانی با شعر درآمیخته است، به همان گونه که بر لبه ی جام خود شعر می کند و بر کنار خوان خود شعر می بافد، گاهی هم معمارش به شعر ناب روی می آورد، چون می دانیم که این خداوندان ذوق که شاهکارهایشان چشم هنرشناسان را خیره کرده، هرگز کژطبع نبوده اند.

نظر ها
افزودن جدید
ریحانه   |80.66.190.xxx |2012-04-19 00:14:25
salam aaliye tabrik migam
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >
 
ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS