بازديد کنندگان کنوني

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
هموندي (عضويت)

لینک Rss مطالب

ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS
 
دلیل نبودنت را نمی دانم( محموعه شعر) نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط Irandidar   
25 آذر 1393 ساعت 13:59

 

دلیل نبودنت را نمی دانم( محموعه شعر)

 

سرایندگان: رهام سعیدی نیا، محمد تهرانی فر، زهره نفری فرد، غزاله شمعدانی، ایرج سنجری، شهلا سهیلی، آی تک رضایی، برمک شاپور

 

 

 

 

بودا

سراینده: رهام سعیدی نیا

 

 

 

شاید از کوه ها آمده باشی

با ردای ندوخته ی سرخ

با کفِ دستهای بهم چسبیده، آماده برای دعا.

نمی توانسته ای  پابرهنه

این همه راهِ تیز را دویده باشی، برای نوازش من!

و در نخ آن تسبیح بزرگ چوبی

یکی یکی دکم کنی، با ذکر تکراری!

 

سر تراشیده و پوست روغنی ات

انعکاس مبهمی روی صورتم دارد

چشم را می زند که چشم ببندم

و نبینم

که از سرِ این معبدِ سرخ، می پَری

و پشت دیوار قطور اجدادت، گم می شوی!

 

آجرهای سرخ را

از لای تار و پودِ بافته روی تنت

می توانم حدس بزنم.

دنگ دنگ های تندِ دونده،

گوشه ی پارچه را کنار می زنند!

 

باتوم

می کوبد به زنگ مفرغی بزرگ!

می شکند

سکوتِ جمع شده را

زیر مخروط زنگ زده ی دامنم

 

تو ایستاده ای و دعا می کنی

که پله ها تو را به بالای هِرَم برسانند

کوهی

که بر نوک آن

بودای ِ نشسته

قبل از تو دعا را شروع کرده است.

 

 

 

 

نامِ *** ها

سراینده: محمد تهرانی فر

 

 

 

اگر نام معشوقه ات را ببرم

کنار این صفحه می مانی

چشم ها کودکند

دست اولین تفاوت را می گیرند و می روند

ما هم اینجا نیستیم

یا رفته ایم سینما

یا رفته ایم جنگ

رفته ایم جلوی خودکشی دوباره ی دنیا را بگیریم

هر بار هم که موفق می شویم

فیلمی تازه می سازند

با نقش اولی که دوستش خواهی داشت

ما که نمی دانیم دست مادرهایمان را کنار کدام عروسک گم کرده ایم

سال هاست نام های خاص را از بر می کنیم

تا از آدم های پشت ویترین نترسیم

دنیا روی تخت بیمارستان دراز کشیده

ستاره های صامت را تماشا می کند

آدم ها روی موهای ژولیده اش می دوند

 هر یک به حمایت سویی

دلم می خواست مثل باد بی طرف باشم

اما نام داشتم

نامی که کسی حفظ نمی کرد

دنیا درد داشت

و از فصل هایش خون می رفت

نامم را صدا زدند

خیابان خلوت شد

ملحق شدیم پشت سنگرها

با عکس ستاره ها در جیبمان.

پشت سنگرها سینما ساختند

پشت سنگرها کسی تلویزیون را خاموش نمی کند

پشت سنگرها  برنامه ای را نشان می دهند

که تو در آن سیاه لشکری

نشسته ای روی مبل

در پلانی از تاریخ

کتاب شعری را باز می کنی

کتاب شعری را می بندی

دستی را می گیری

دستی را رها می کنی

 

 

 

دليل نبودنت را نمى دانم

 سراینده: زهره نفری فرد

 

آشپزخانه

 ازدحام فكرهـايى است كه بوى سوخته ى بلوط مى آورد

 ميزى حوصله اش سر رفته

 و خاک گرفته تمام خاطره هـايش را

 

سال هـاست به ديوار تكيه داده

اجاقى كه آتش سينه اش

 ظرفى را گرم نمى كند

 

سماور قديمى

 از يک مزرعه چاى

 يک قورى را دم نمى آورد

 و آب

 كه از سر آبكش هـا گذشته

 به اقيانوس ختم نمى شود

شايد به خواب رفته آرزوهـايش

 كارد كُند شده

 كه از ساعت كار افتاده تر است

هـواى خانه سال هـاست تمام شده

 و من دليل نبودنت را

 مثل وقتى كه بودى نمى دانم...

بنشين نگاه كن

 مادر چطور برف را از روى سرش پارو مى كند

 تا زمستان ديرتر از هـميشه به خانه ى ما بيايد

اما پدر آمده و مى گويد:

 عصا

 نوه ى آخر من است

 كه بيشتر از هـمه دوستش خواهـم داشت.

 

 

می‌شود

سراینده: غزاله شمعدانی

 

 

می شود فکر کرده باشم دستمال های خونی را خاک کرده ای در گلدان کنار باغچه

می شود خوابیده باشم روی پله های ایوان

زیر شاخه های آلبالو، زل زده باشم به حرکت دایره وار کفترها

داستان بافته باشم و اصلا نگاه هم نکرده باشم

به رد خون روی پاشویه

به ملافه های نخ کش شده در باد

نشنیده باشم صدای فالش کلاوسن را در این راهروهای تو در تو

می شود از این همه کاشی آبی گذشته باشم و

سوزن فرو شده در پروانه های روی دیوار

نظم ستون فقراتم را به هم ریخته باشد

اصلا نگاه نکرده باشم به زنی که ناخن هاش از چهارخانه های پیراهنت بالاتر رفته است

و میان ابروهایش حنا می گذارد.

لب هایم را به هم فشار می دهم، دهانم طعم خون می گیرد

 و صدایی که فالش می شود در گوشهام از کلاوسنی است که در سینه ام

در این راهروهای تو در تو نشسته است

 

مربای آلبالو جوش خورده است

می شود شکر را اضافه کنم، چشم بگیرم از کفترها

و پیش از آنکه دستمال های خونی را خاک کنی

پاشویه را آب کشیده باشم

اطلسی های کنار باغچه گل داده اند

می شود این وقت سال زیر شاخه های آلبالو، بهار شده باشد؟

این چهارخانه ها را از اینجا جمع کن

می خواهم خواب ببینم میان ابروهایم حنا گذاشته ام.

 

 

غلط املایی

سراینده: ایرج سنجری

 

 

می توانستیم شاهکار باشیم

اما

ایمان آوردیم تا انسان شویم

 

می گفت:

تا چشم باز کردم

دوربینها

دنیا را رنگی نشانمان می دادند

خورشید از نفس افتاده بود و

جاذبه ی خاک

همه را عاشق خود کرده بود

 

می گفتم:

آرامشت را به هم نزن

نصیب نسل ما

یگانه کتابیست که همه چیز می داند

نگران نباش

دیر یا زود تو نیز کشف خواهی شد

 

می توانست شاهکار باشد

اما تا انسان شد ایمان آورد به...

 

 


حقيقت

سراینده: شهلا سهیلی

 


چهارده بهار روی موهای بافته ی دخترک
سنجاق شده بود
وعطر نارنج های شمال از تور صورتش
سُر می خورد
تا فضای كوچه های خاکی دهكده را
معطر كند
مجمعه ها روی سرها 
با صدای ساز می رقصيدند
و گل های دامن ها
با رنگ های تند بنفش و نارنجی
زير نور خورشيد
رنگين كمانِ پس از باران را
در خاطرم می ريخت
چهره های سوخته از آفتاب
كه خنده، لای چين لب هايشان
فراموش شده بود
با قدم های بی تفاوت
تنِ پل قديمی را می تكاندند
من با دستانِ كوچک
دامن زنی را گرفته بودم
كه بوی مادرم را نمی داد
و گل های برجسته ی آن 
دستم را زخمی می كرد
من جايی ايستاده بودم كه زندگی هنوز
رنگ های واقعی خود را
در تابلوی چشمانم نريخته بود
پاهايم را روی فرش قرمز اتاق پيدا كردم
و نگاهم به چهره ی مرد ميانسالی چسبيد
كه بارها ظرف شيرم را
برای پُر شدن به دستانش سپرده بودم
و او از لای نيمه باز در
خواهرم را
كه برای حسرت پاییز 
برگ ها را جمع می كرد
ديد زده بود
صدای سخت و زمخت
مرا از درون بيرون كشيد...
برای بار سوم می پُرسم

آیا وکیلم؟

 

 خلاء

سراینده: آی تک رضایی

 

 

از چاه سیالِ بی زمانی

به خودم بازگشته ام

در دست چپم

کتاب شعرهای فراموش شده است

دست راستم

زیر پستان چپم

واز لبه ی چاه

به جای خالی نوزادی که شیر میمکد

خیره شده ام

خلاء صدایی را می شنوم

لالایی هم می خوانده ام.

 

 

 

ملاقات خیس

سراینده: برمک شاپور

 

 

ابری سرگردان زیر چترم پناه گرفت

تنه زدن‌های عابران دلپذیر شد

فرش قرمزی

از توقف چراغ گذشت

دوید در نمناکی آسفالت

استقبال باران دیر آمده

از مسافران نیامده ی بی کلاه

 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

تاریخ بروز رسانی ( 25 آذر 1393 ساعت 14:26 )
 
< بعد   قبل >
 
ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS