ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS
 

برنامه ريزی و مقدمات

احتمالاً دكتر پرويز ذوالعين سفر كرده ترين جهانگرد ايرانی است. او موفق شده بود به 190 كشور جهان سفر كند. آدم متمولی نبود. كارمند دولت بود و جز آن هم يک استاد معتبر دانشگاه با تاليفات متعددی در زمينه ی حقوق بين الملل. يعنی يک جهانگرد حرفه ای يا فردی كه حرفه اش لزوماً ايجاب می كرد زياد در سفر باشد، نيز نبود. پس چگونه توانسته بود به 190 كشور سفر كند؟ چند سالی پيش از مرگش مجله ی جهانگردان گفت و گويی با او انجام داد، تقريباً برای دريافتن پاسخ همين سؤال. يک بخش به ياد ماندنی از آن گفت و گوی جذاب آن جاست كه خبرنگار از شادروان دكتر ذوالعين می پرسد: شما چگونه برنامه ريزی می كرديد كه توانستيد به 190 كشور جهان سفر كنيد؟ دكتر ذوالعين اين گونه پاسخ می دهد كه: اگر می خواستم برنامه ريزی كنم 190 كشور كه هيچ به 10 كشور هم نمی توانستم سفر كنم. سفر را سهل و آسان گرفتن و خود را درگير قيود زائد و بعضاً ذهنی آن نكردن باعث شد كه بتوانم تقريباً همه ی جهان را ببينم.

ايشان به عنوان شاهد مثالی بر اين رويه ی خود می گويد: يک بار می خواستم به كرمان بروم. دو سه روزی پرس و جو كردم درباره ی اين شهر. نقشه ی استان را خريدم و چندتايی هم مقاله درباره ی آن خواندم. يک روز عصر بار و بنه ام را جمع كردم و به ترمينال جنوب رفتم برای سفر به کرمان . قبل از این که وارد محوطه ی بیرونی ترمینال بشوم، در يكی از همان خيابان های شلوغ اطراف ترمينال متوجه شدم كه شاگرد اتوبوسی سرش را از پنجره بيرون آورده و داد می زند اهواز فوری ...... اهواز فوری ...... پريدم بالا و به اهواز رفتم. چقدر هم سفر خوشی بود!

آنچه كه نقل شد، تاكيدی است بر اين نكته كه سفر قبل از آنكه فنی آموختنی باشد، يک ويژگی شخصيتی است. در روانشناسی سفر نيز گفته می شود اين كه ما چگونه سفر می كنيم تابعی است از شخصيت، تربيت و تحصيلات ما. همچنان كه می بينيم توانايی اقتصادی يا ميزان بهره مندی از ابزارها و تجهيزات خاص در مرتبه های بالای اين دسته بندی قرار نگرفته است. حتا می شود گفت سفر اساساً يک جور هنر است. يعنی لذت بردن از آن بيشتر از آن كه يک امر آموختنی باشد، موضوعی ذوقی، حسی، عاطفی و درونی است. همچنان كه انتظار نمی رود همه ی آدم ها از يک قطعه موسيقی فاخر و ارزشمند لذت ببرند، نبايد انتظار داشت همه ی آدم ها لذت يک شب كمپينگ را در كنار يک درياچه ی آرام و در زير آسمان پرستاره ی يک شب كويری بدانند. و همان طور كه «فرانتس ليست» برجسته ترين پيانيست تاريخ بود اما در همه ی عمر در حسرت اين باقی ماند كه يک پيانو در خانه داشته باشد، می توان تصور كرد آدمی حقوق بگير با درآمد ماهانه ی ناچيز را كه هر ماه دست كم يک سفر جذاب به جايی ديدنی را تجربه كند. همچنان كه دكتر ذوالعين به گفته ی خودش به عنوان يک مسافر هرگز از بخش فرست كلاس هواپيماها استفاده نكرد اما به 190 كشور جهان رفت.

پس، فن اول اين است كه برای مسافر خوبی بودن، بايد لذت از سفر را ياد گرفت. بايد به سفر نه آن چنان كه معمول است، تفريحی پرهزينه و گاه مشقت بار، بلكه به عنوان هنری كاملاً قابل دستيابی و لذت بخش نگاه كرد. وقتی آموختيد بی هيچ برنامه ريزی قبلی، بدون هيچ نيازی به مقدمات طولانی و بدون هيچ پروايی از مخاطرات معمول به جاهایی دور از محل سكونت سفر کنید، آن وقت می توانيد خود را يک جهانگرد، يک مسافر، يک سالک، كسی كه در سفر دست به سير و سلوک می زند، بدانيد. ياد بگيريد كه دل به دريا بزنيد و بدون هيچ برنامه ريزی قبلی به سفر برويد.

2- ابزار سفر

در اين كه برای نوازنده ی خوبی بودن ذوق و استعداد و هنر نوازندگی شرطی خيلی مهمتر از ساز ارزان يا گران داشتن است هيچ شكی نيست. اما در عين حال كسی ترديد ندارد كه ماهرترين نوازندگان با يک ساز خوب و با كيفيت می توانند بهتر هنرشان را عرضه كنند. پس، آنچه كه در زير گفته خواهد شد ناقض نكات پيش گفته در بخش پيشين اين نوشتار نيست. اگر چه برای هر سفری لزوماً نيازی به همه ی اين ابزارها نيست.

كتاب های راهنمای سفر: تا دلتان بخواهد برای سفر به خارج از كشور، به شرطی كه دست كم به يک زبان خارجی مسلط باشيد، راهنماهای سفر عالی و خوب وجود دارد. اما برای سفر در ايران، شرمنده ايم. آنچه كه وجود دارد اغلب گزارش های جغرافيايی پر از اطلاعات غلطی است مزين به چندتايی عكس و به ندرت هم چندتايی نقشه و شماره تلفن.

نقشه: نقشه های توريستی لايه های اطلاعاتی محدودی دارند. عمدتاً شامل راه ها، فواصل شهرها، محل استقرار خدمات گردشگری و همچنين جاذبه ها و نيز مشخصات توپوگرافيک مناطق هستند. اگر نقشه خوانی بلد نيستيد، نقشه هايی را تهيه كنيد كه بسيار ساده و بيشتر شبيه كروكی هستند، تا نقشه .

جی پی اس: اين سه حرف مخفف يک عبارت انگليسی هستند كه معنای «سيستم موقعيت ياب جهانی» را می دهد. به خصوص برای طبيعت گردی و تورهای ماجراجويانه به يک جی پی اس احتياج داريد. قيمت آن بين 100 تا 500 هزارتومان است. يك نمونه با نرم افزار قابل ارتقاء خوب را می توان با 200 هزار تومان تهيه كرد. لوازم مهندسی فروش ها در ميدان انقلاب همه جورش را دارند.

ويز ا: بديهی است كه از اين كشور تا آن كشور شرايط اخذ ويزا خيلی فرق می كند. خيلی از دفاتر خدمات مسافرتی با هزينه ای اندک خدمات اخذ ويزا را انجام می دهند. اغلب كار را به آن ها بسپاريد خيلی به نفعتان است.

بيمه ی سفر: در ايران هنوز بيمه ی سفر مناسب وجود ندارد. آنچه كه به عنوان بيمه ی سفر معرفی شده به واقع يک جور بيمه ی عمر مسافر است. يعنی بيمه گذار متعهد می شود اگر در طول سفر جان به جان آفرين داديد، مبلغی به خانواده ی شما بپردازد! اما برای سفر در خارج از كشور بيمه های بين المللی پرهزينه اما بسيار خوبی وجود دارد. بيمه هايی كه متعهد می شوند حتا اگر شما در قلب بيابان تاكلاماكان دچار حادثه شديد، براي انتقال سريع شما به نزديک ترين بيمارستان آمبولانس هوايی بفرستند. انتظار داريم بيمه گزاران ايرانی نيز برای سفر در ايران بيمه هايی  اين گونه طراحی و راه اندازی كنند.

اقامتگاه: فعلاً نمی خواهيم به چادر و كمپينگ اشاره كنيم و در اين جا منظور مكانی مسقف است كه بتوانيد در آن بيتوته كنيد. اگر پول اقامت در هتل های ستاره دار را داشته باشيد كه چه عالی، در غير اين صورت بهترين گزينه اقامتگاه های خانوادگی است. در داخل كشور مثل شمال با قدری پرس و جو می توان فردی روستايی پيدا كرد كه بخشی از خانه اش را برای مدت محدودی به شما اجاره دهد. اقامتگاه های خانوادگی اين حسن را هم دارند كه شما را در فضا و حال و هوای زندگی مردم بومی قرار می دهند. با عضويت در يكی از باشگاه های «تبادل خانه در تعطيلات» كه تعدادشان روز به روز هم دارد بيشتر می شود، می توانيد به مكانی رايگان و راحت برای اقامت در هر كشور دور دست دسترسی پيدا كنيد. البته می دانيد كه مابه ازای آن اين است كه صاحب همان خانه چند روزی خانه ی شما را در ايران در اختيار خواهد گرفت! دبيرخانه ی كنفرانس توريسم اسلامی به تازگی باشگاهی را به همين منظور برای تبادل جا بين كشورهای اسلامی راه اندازی كرده است. ايستگاه های راه آهن و فرودگاه در بعضی شهرهای بزرگ مثل توكيو و شانگهای چيزی دارند به اسم هتل كپسولی. سالنی است مثل سربازخانه، يعنی تا سقف در هر طرف ديوارهای آن تخت چيده اند. با اين تفاوت كه همه طرف تخت ها ديواره های كشويی و قابل قفل شدن دارند و وقتی از داخل اين ديواره ها را قفل می كنيد ديگر نه كسی می تواند به خودتان آسيبی برساند و نه وسايل تان را بدزدد. بد نيست بدانيد كپسول های هتل كپسولی بسيار بهداشتی، تميز و ايمن هستند و بسيار هم محبوب جهانگردان حرفه ای .

پول در سفر: هيچ چيز بدتر از اين نيست كه برخی مردم محلی شما را آدمی كه پولی انبوه به همراه دارد تصور كنند. اساساً در سفر ظاهر شما اگر چه تميز و مرتب، اما بهتر است قدری فقيرانه و ساده به نظر برسد. چه در ايران و چه در خارج از كشور بديهی است كه اندوخته ی مسافر بايد فقط كارت اعتباری او باشد و بس.

ساک، چمدان و كوله پشتی: يک اصل طلايی می گويد ساک خوب، ساكی است كه بتواند ده برابر وزن خود را حمل كند. ساک يا چمدانی كه مثلا پنج كيلو وزن دارد و بيشتر از 20 كيلوبار را نمی توان در آن جای داد، ابزار بسيار نامناسبی است. ساک بايد حتی الامكان سبک و محكم و جادار باشد. تجربه می گويد ساک ها يا كوله های پر از جيب كارايی بيشتری دارند. كوله بايد حالت ذوزنقه داشته باشد و ضلع بزرگتر آن روی شانه های تان قرار بگيرد. حتی الامكان اين ضلع نبايد از عرض شانه های شما بزرگتر باشد. وسايلی كه حتماً بايد در ساک يا كوله قرار دهيد عبارت است از: كيسه خواب (هر چه سبک تر بهتر، اگر جنس آن از پر واقعی باشد، با حجم خيلی كم می تواند به شما كمک كند در ايستگاه راه آهنی كه دمای آن تا 10 درجه زير صفر است شب را روی يک سكوی سنگی در انتظار قطار بمانيد.) چراغ قوه، دوربين، حافظه برای ذخيره سازی و مرور فايل های عكس و متن، خودكار، كيسه ی پلاستيكی، چاقوی سوييسی (از آن جهت كه به تنهايی كار چندين ابزار ديگر را هم می كند.) عينک آفتابی و همچنين اگر نيازمند عينک طبی هستيد حتماً عينک يدک هم همراه داشته باشيد، فندک، لوازم حمام و البته حجم قابل توجهی از پوشاک مورد نياز بسته به مقصد و شيوه ی سفر شما.

اطلاعات حقوقی: در سفرهای داخلی البته شماره تلفن 110 هميشه شما را مرتبط می كند با نزديک ترين پاسگاه نيروی انتظامی . مطمئن ترين ابزار ايمنی در نقاط دور دست استخدام يک فرد بومی و قابل اعتماد، به عنوان راهنما و نگهبان است. اما در سفرهای خارجی وقتی به نقاط بيرون شهر می رويد مراقب باشيد در هر لحظه هم امكان سريع ترين دسترسی به پليس را بدانيد و هم امكان تماس با سفارت يا كنسولگری ايران را در مواقع لزوم. اگر دچار سانحه شدید يا مورد سرقت قرار گرفتيد موضوع را علاوه بر پليس به کنسولگری ایران هم اطلاع دهید . اگر به هر دلیل پلیس محلی شما را بازداشت كرد اطلاع داشته باشيد كه تماس فوری قبل از هر گونه بازجويی با كنسول ايران حق قانونی شما است.

بار و بنه ی سفر: روی ساک هايتان آدرس مقصد را بنويسيد. اگر يک خط تلفن اعتباری كشور ميزبان را تهيه كرده ايد شماره ی اين تلفن را هم روی ساک خود بنويسيد. به خصوص ساكی كه آن را در سفرهای هوايی به بخش توشه و بار هواپيما تحويل می دهيد. اشتباه برخی مسافران اين است كه به جای مقصد، آدرس مبدا را می نويسند، كه در اين صورت برای يابنده چاره ای باقی نمی ماند جز فرستادن ساک شما به زادگاهتان ! هرگز در فرودگاه تقاضای مسافری ديگر را برای حمل ساک يا چمدانش نپذيريد، حتا اگر با احتمال خيلی كم آدم را به عنوان قاچاقچی مواد مخدر شناسايی كنند دردسر بدی خواهد بود!

پوشاک: بديهی است كه نوع و مقدار آن بستگی دارد به مقصد سفر شما. اما به طور كلی لباس در سفر بايد سبک، راحت، كم حجم و حتی الامكان بی نياز از اتو باشد. اگر به مناطق سردسير می رويد اطلاع داشته باشيد كه به جای پالتوهای حجيم امروزه لباس های گرم بسيار كم حجمی قابل تهيه است. تقريباً مشابه لباس های چسبان و سبكی كه اسكی بازها می پوشند.

خوردنی و نوشيدنی: حتا متمول ترين مسافران هم گاه ناچار می شوند برای خود غذا ببرند. بسياری از رستوران ها (به ويژه رستوران های بين راهی در ايران) از نظر بهداشتی قابل اعتماد نيستند و غذاهای محلی در بسياری از كشورهای جهان (به ويژه در شرق آسيا) ممكن است اصلاً با ذائقه ی شما سازگار نباشد. يک اجاق كوچک سفری (آن ها كه با انواع سوخت، به ويژه الكل جامد، كار می كنند) و يک ماهی تابه گود دردار كه به عنوان قابلمه هم قابل استفاده باشد می تواند برای شما نقش يک آشپزخانه سيار را ايفا كند.

مراقب باشيد هر غذا يا نوشيدنی ناشناسی را مصرف نكنيد. هيچ چيز بدتر از اين نيست كه در طول سفر مسافر دچار سوء هاضمه شديد و اختلالات گوارشی شود. در كشور بزرگی مثل چين تقريباً اغلب غذاها شما را دچار چنين مسائلی خواهند كرد!

وسيله ی نقليه: ذيل اين موضوع البته می توان كتاب های بسيار نوشت. اما در اين رساله چند نكته ی مهم قابل اشاره هستند: به طور معمول در زندگی انتظار از يک وسيله ی نقليه ی خوب، ايمنی، سرعت، راحت بودن و قيمت مناسب است. در سفر نيز همه ی اين مؤلفه ها اهميت دارند، اما يک مؤلفه ی مهم ديگر امكانی است كه وسيله ی نقليه برای ارتباط با محيط و مردم محلی فراهم می كند. جهانگردان حرفه ای از اين نظر وسايل نقليه ی زمينی را به هواپيما و عمومی ها را به خودروهای شخصی ترجيح می دهند. سفر با قطار، اتوبوس يا اتومبيل اين امكان را ايجاد می كند كه به خوبی مناظر و طبيعت اطراف را ببينيد. در قطار و اتوبوس همچنين با شيوه ی زندگی مردم بومی هم آشنا می شويد.

فراموش نكنيد كه قصد اصلی شما از سفر تغيير حال و هوا و درک و تجربه ی زندگی های متفاوت است. پس، از جمله جهانگردانی كه به آنها «هيلتون نورد» می گويند نباشيد. يعنی جهانگردانی كه با هواپيما از اين شهر به آن شهر می روند و فقط در هتل هاي بزرگ چند ستاره بيتوته می كنند. به واقع سفر آنها چندان تفاوتی با تماشای يک فيلم مستند درباره ی يک كشور از تلويزيون ندارد. يک جهانگرد مجرب هرچه بيشتر امكان لمس محيط و زندگی بومی را برای خود فراهم می كند.

همچنين از خاطر نبريد كه قيمت بليت وسايلی همچون هواپيما، قطار و كشتی در فصول مختلف، بسته به نحوه ی رزرو شما و نيز بر اساس نوع تور يا تركيب استفاده از وسايل نقليه ی مختلف برای رسيدن به يک مقصد، ممكن است تفاوت های بسيار داشته باشد. انواع تخفيفاتی را كه می توان از يک سفر هوايی يا دريايی گرفت از دفتر خدمات مسافرتی كه با آن آشنايی داريد، بپرسيد. ممكن است بتوانيد بسيار ارزانتر از آنچه كه در جدول معمول قيمت ها ذكر شده به يک مقصد دور دست برويد.

3- سفرهای غير معمول

به طور كلی سفرها را می توان به دو گروه «داخل شهری» و «بيرون شهری» تقسيم كرد. منظور از سفرهای غيرمعمول در اينجا سفرهای بيرون شهری است. به اين گروه البته می توان سفر با وسايل نقليه ی غير متعارف همچون پياده، دوچرخه، موتورسيكلت و غيره را نيز افزود. عمده ی اين سفرها در گروه سفرهای اكوتوريستی دسته بندی می شوند. اما دقيق تر اين است كه اين گروه از مسافران را «صحراگرد» بناميم. می دانيم كه صحرا در ادبيات فارسی نه به معنای بيابان و بلكه به معنای هر جای بيرون از شهر است .

طبيعت گردی: برای سفر در طبيعت البته شما بايد هم آمادگی اقامت در كمپينگ را داشته باشيد، هم از ابراز آن بهره مند باشيد و هم البته راه و چاه آن را بلد باشيد. يادتان باشد كه مفت به كسی «طبيعت گرد» نمی گويند. برای تسلط بر فنون طبيعت گردی چند باری با گشت های اكوتوريستی به سفر برويد. خوشبختانه مراكز عرضه ی وسايل طبيعت گردی همچون چادر، كيسه خواب، كوله پشتی، اجاق گاز و ... رو به افزايش است و با هزينه ای كمتر از دويست هزار تومان تقريباً می توان يک مجموعه ی كامل از اين ابزار را فراهم كرده و سالهای طولانی از آنها لذت برد. بهره جويی از پاكی و آرامش طبيعت بزرگترين هدف از طبيعت گردی است، پس ياد بگيريد كه به جاهای كم تردد و كمتر آلوده برويد.

تورهای ماجراجويانه: سفر به مقاصد پرخطر، مثل قلب كوير يا تونل های شناسايی شده ی غارها يا اصلاً سفر در مسيرهای فاقد جاده در اين گروه دسته بندی می شود. هنوز تورهای ماجراجويانه چندان در ايران عموميت نيافته است.

تورهای كاروان رو: اين گونه سفرها نيز در ايران تاكنون چندان عموميت نيافته اند. البته چند وقتی است كه سفر در مسيرهای كوتاه با كاروان شتر در بيابان، يا در مسيرهای طولانی با كاروان خودروهای دو ديفرانسيل قدری باب شده است.

تورهای معيشتی: اين عجيب است كه انسان مرفه شهرنشين امروزی حاضر است پول بدهد تا چند وقتی در يک مزرعه در سرزمينی دور دست از او بيگاری بكشند! جالب است كه امروزه تورهای معيشتی ، يعنی سفرهايی كه با هدف لمس و تجربه ی شيوه ی معيشت كاملاً متفاوت انجام می شوند از جمله تورهای شيک و سطح بالايی محسوب می شوند كه اغلب هم فقط مورد علاقه ی روشنفكران و فن سالاران هستند.

سايكلو توريسم: سفر با دوچرخه ممكن است هر آدمی را وسوسه كند. دوچرخه سوار كاملاً در تماس با محيط قرار دارد، عملاً تنهاست و اين به او فرصت مكاشفه می دهد و ارزانتر از هر راه ديگر دست به سفر می زند. البته سفر با دوچرخه در مسيرهای طولانی نيازمند آمادگی جسمانی لازم است و كار هر كسی نيست.

روستاگردی: در اينجا منظور افرادی نيست كه فی المثل به تماشای جايی مثل ماسوله، ابيانه يا اورامانات تخت می روند. بلكه منظور كسانی است كه برای گريز از ازدحام و آلودگی محيط شهری و قدری تمدد اعصاب با يک خانواده روستايی قرارداد بسته و هفته يا ماهی يک دو شب را در منزل آنها به سر می برند. اين پديده بسيار رايج در اروپا، در ايران هنوز چندان عموميت نيافته است.

تورهای نوستالژيا: برای واژه ی نوستالژيا در زبان فارسی معادل «ياد و دريغ» معرفی شده است. غم غربت و حسرت گذشته معادل های تحت اللفظی اين كلمه اند. اما منظور از تورهای نوستالژيا سفرهايی است كه برای برآوردن يک خاطره ی قديمی يا ديدار از مكانی خاطره انگيز انجام می شود.

تورهای راهيان نور كه همه ساله با حضور انبوه خانواده ها و جوانان برای ديدار از يادمان های جنگ تحميلی در مناطق مرزی غرب و جنوب كشور برپا می شود، از جمله شناخته شده ترين تورهای نوستالژيا در ايران است. در كشوری مثل آمريكا كه سابقه ی تاريخی ندارد، تورهای نوستالژيا عمدتاً شامل گشت هايی است كه برای ديدار از مكان های فيلم برداری فيلم های مشهور تاريخ سينما برگزار می شود. برای مثال دره ی مشهور گراندكانيون كه محل فيلم برداری آثار بزرگ سينمای وسترن، همچون دليجان و دليجان آتش، و سه گانه ی سرجيولئونه است سالانه 300 هزار جهانگرد خارجی را به خود جلب می كند. اما در كشوری مثل ايران جذاب تر اين است كه مكان های وقوع حوادث بزرگ تاريخی به عنوان مقاصد تورهای نوستالژيا انتخاب شوند، همچنان كه تجربه ی تورهای راهيان نور نشان داده است چقدر اين ايده می تواند موفق باشد. شناسايی و معرفی دقيق مكان وقوع حوادث تاريخی می تواند از اين نظر فضای گردشگری را در ايران مضاعف سازد.

سفرهای معنويت گرا: هدف از اين گونه سفرها نه تغيير حال و هوا يا تفريح و تجارت، بلكه بازپروری معنوی است. اين گونه مسافرت ها در ايران بسيار سابقه داشته و حتا می توان گفت عمده ی جهانگردان در قرون گذشته به واقع به قصد سير و سلوک معنوی دست به سفر می زدند. در قرآن مجيد نيز در 33 آيه به صورت مستقيم يا تلويحی مسلمانان دعوت به سفر به سرزمين های گوناگون به قصد ارتقای معنوی وجود خويشتن شده اند كه اين نكته بيانگر اهميت اثر معنوی سير و سفر در آموزه های دين مبين اسلام است.

مشهورترين نوع تورهای معنويت گرا سفرهای زيارتی هستند. هيچ انسانی نيست كه در عمر خود دست كم يک بار دست به زيارت نزده و آثار معنوی آن را درک نكرده باشد. در روزگاران دور كه گروهی از مردم تمكن سفر به سرزمين وحی، مشهد مقدس يا عتبات عاليات را نداشتند به سمت اين مقاصد چند روزی يا حتا چند قدمی راه می سپردند. در برخی مناطق روستايی و عشايری كشور يكی از قسم های رايج، قسم به سمت يا مسير رسيدن به كعبه، عتبات عاليات، مشهد و ديگر اماكن مقدس است و بيشترين آمد و رفت های بين المللی مابين كشورهای اسلامی را نيز همين سفرهای زيارتی تشكيل می دهد.

البته تورهای معنويت گرا منحصر به سفرهای زيارتی نيست و می تواند شامل تورهايی كه به قصد مكاشفه در طبيعت برگزار می شود يا تورهايی نيز باشد كه به واقع بهانه هايی هستند برای بازآموزی روح و معنوی از پيش طراحی شده . این گونه تورها هنوز در ایران معمول نشده است اما از نظر فرهنگی بسيار در تاريخ كشور ما سابقه دارد و به كرات در متون ادبی ايران اشاره شده است كه برای يک بار شنيدن مجلس وعظ يا از نزديک ديدن عرفای بزرگی مثل شيخ ابوالحسن خرقانی، با يزيد بسطامی، ابوسعيد ابوالخير و ... جويندگان معرفت رنج صدها فرسنگ و طی طريق را به جان می خريدند.

يكي از مشهورترين مسيرهای تورهای معنويت گرا در دنيا جاده ی موسوم به سانتياگو دكامپوستلا است كه از منتهااليه جنوب فرانسه آغاز شده و پس از 30 كيلومتر وارد شمال شرق اسپانيا شده و پس از طی كردن سراسر مرز شمالی، به منتهااليه شمال غرب اين كشور در بندر لاكرونيا می رسد. اين همان مسيری است كه قديس مشهور سن فرانسيس (بنا به روايت نيكوس كازانتزاكيس فقير اسيزی) طی كرده است. در گذشته جابه جا در اين مسير صومعه ها و ديرهايی وجود داشت كه محل اعتكاف راهبان مسيحی بود. در قرن حاضر اين صومعه ها به مكان های اقامتی و جاده ی موصوف، به يک مسير پرتردد و توريستی تبديل شده است. در صومعه ها اغلب روانشناسانی مستقر هستند كه به مسافران امكان معاينه ی روحی و روانی را ارائه می دهند. مشتريان اين تور كسانی هستند كه اين فرض را پذيرفته اند كه همان طور كه لازم است هر سال يک بار چشم ها يا دندان های ما مورد معاينه و آزمايش پزشک متخصص قرار بگيرند، روح ما نياز به معاينه دارد و لازم است كه هر از چند گاهی مفاهيم بسيط معنوی همچون حقيقت، عشق، ايمان، وفا، رستگاری و ... برای ما باز تعريف شود. با وجود آموزه های صريح اسلام در اين باره متاسفانه صنعت گردشگری در ايران نتوانسته است يک برنامه ی مشابه را تدارک ببيند.

تور سفر با خودروهای جاده ای : در زبان فارسی تاكنون معادل دقيقی برای تورهای موسوم به اتواستوپ وضع نشده است. در اينجا منظور جهانگردانی هستند كه سفر آنها با اتكا به بهره گيری مجانی يا بسيار كم هزينه از خودروهای عبوری جاده ها انجام می شود. در ايران اين پديده چندان معمول نيست اما جالب است بدانيم كه بخش قابل توجهی از سفرهای جوانان جهان، به خصوص جوانان دانشجو، به همين شكل انجام می شود. توريست های اتواستوپ گاهی كوله بردوش، هم ناميده می شوند. البته لزوماً هر كوله بر دوش، توريست اتواستوپ نيست، اگر چه غالباً همين طور است. ترديدی نيست كه اگر می خواهيم ايرانگردی را در ميان جوانان ايرانی توسعه دهيم می بايست زمينه ی فرهنگی سفر مجانی را با خودروهای جاده ای برای جوانان ايجاد كنيم. اكنون شايد نگاه به اين موضوع قدری احتياط آميز باشد اما ترديدی نيست كه درگذر زمان و با آموزش های سه جانبه، مابين ايرانگردان، رانندگان و پليس راه، موضوع آسان تر از آن خواهد شد كه اكنون به نظر می رسد. فراموش نكنيم كه هر راننده ی بيابانی فضای خود را همچون خانه و حريم خود می داند و هم او به عنوان يک ايرانی و يک مسلمان پذيرايی از ميهمان و مهربانی با او را يک فريضه و ثواب مسلم می داند و می بايست از اين باور و رفتار مردم برای جا انداختن گردشگری اتواستوپ در كشور استفاده كرد.

البته اتواستوپ خود يک فن پيچيده است و هر كس نمی تواند با ايستادن در كناره ی اولين جاده ی خروجی شهر تصور كند اكنون از زمينه ی يک سفر طولانی به دور ايران برخوردار است. آموزه های «همايون گران طبع» در اين باره قابل تامل هستند: كمتر اتومبيل رانی است كه هميشه در هر موقعيتی و جلوی پای هر «مشت به هوا»ی كنار جاده ترمز بزند. ولی از طرف ديگر كمتر اتومبيل رانی است كه هميشه از ترمز زدن احتراز كند.

نتيجه: آنهايی كه فكر می كنند موفقيت يا عدم موفقيت اين نوع مسافران «مشت به هوا» تنها به اتومبيل ران و اخلاق او بستگی دارد كاملاً در اشتباه هستند. در حقيقت برای يک سفر مجانی بايد روش آن را فرا گرفت. بنابر اين برای موفقيت، تاكتيک يا تاكتيک هايی وجود دارد كه اين نوع سفر را تا رده ی يک هنر بالا می برد، و اين كه تنها بالا بردن مشت دست راست و لبخندی بر گوشه ی لب، در كنار يک جاده كافی نخواهد بود.

اتواستوپ هم ورزش است (روحی و جسمی) و هم دانشگاهی است كه روش زندگی كردن و ايجاد رابطه را به شما می آموزد. چند عدد از واحدهای اجباری اين دانشگاه، برای كسب ليسانس، به شرح زير است: آموختن پياده روی، صبوری، زيركی، شجاعت، اعتماد به نفس، حذف راحت طلبی و علاوه بر آن خجالتی ها خجالت خود را فراموش خواهند كرد. كم كم با افزايش تجربه، خواستاران اين نوع سفر اعتقاد پيدا خواهند كرد كه در هر شرايطی می توان گليم خود را از آب بيرون كشيد. در اين نوع سفر با اشخاصی آشنا خواهيد شد كه معمولاً در زندگی روزمره «افتخار» آشنايی آنها دست نمی دهد. مهمتر از همه، در دنيای كنونی يكی از معدود طرقی است كه سفر ماجراجويانه را امكان پذير می سازد.

اتواستوپ بهترين روش آشنا شدن با يک سرزمين و مردم آن است. كمتر اتومبيل رانی است كه پس از اهدای يک سفر مجانی به يک «اتواستويچی» و مخصوصاً رفيق شدن با او سر كيسه ی «لطف» را شل نكند. خسيس ترين آنها خرج چای و غذای شما را متقبل خواهند شد و بعضی مهمان نوازی را به حد اعلا ادا نموده، به خاطر گل روی شما راه خود را كمی تغيير داده و شما را در محل بهتری از ماشين پياده می كنند.

به علت مدت كم و بيش كوتاه سفر، و شانس كمی كه برای ديدار دوباره وجود خواهد داشت، سر درد دل و رازگويی بين مسافر و راننده باز می شود و هر سفر به يک داستان يا يک رمان تبديل می شود.

سخن پايانی: با پيمودن يک سرزمين به وسيله ی اتواستوپ و برخورد با اهالی مهربان آن، پيشداوری ها را فراموش خواهيد كرد. اين مردم با ديدن شما در كنار جاده، در صورتی كه به دليلی نتوانند شما را به همراه ببرند (نداشتن جای خالی يا يک نبودن مسير)، به شما لبخند خواهند زد يا با حركت دست شما را تشويق خواهند كرد. كمتر كسی است كه شما را مسخره نمايد يا با خشونت با شما رفتار كند. ولی حساب آن ها جدا است. اين جور آدم ها درصد كمی از مردم را تشكيل می دهند. آن كسی كه جلوی شما ترمز می كند بطور حتم مهربان و رفيق منش است (وگرنه توقف نمی كرد). جنبه ی خوب مردمش را به شما نشان خواهد داد و خاطره ای كه ايجاد خواهد شد تا مدتی، يا برای تمامی زندگی، شما را همراهی خواهد كرد.

آيا يكی از دلايل اصلی سفر كسب اين خاطرات خوش نيست؟

طرز رفتار هنگام اتواستوپ: خودتان را خسته نشان ندهيد حتا اگر ساعت هاست در انتظار هستيد و به قول معروف علف زير پايتان سبز شده. قامت خميده، راننده را به ياد قيافه ی بنگی ها خواهد انداخت. لبخند به لب داشته باشيد. البته نه يک لبخند مصنوعی و زياده از حد كه قيافه ای احمقانه به اتواستويچی می دهد. سعی كنيد با نگاه كردن در جهت چشم های راننده اولين تماس را با او برقرار سازيد. به اين دليل است كه عينک دودی انتظار شما را طولانی خواهد ساخت. زمانی كه سفر به پايان می رسد و از اتومبيل پياده می شويد، هرگز خداحافظی و تشكر به زبان مادری راننده را فراموش نكنيد. حتا اگر هنگام سفر با زبان ديگری با راننده گفت و گو كرده ايد سعی كنيد كلمات مورد نياز برای خداحافظی را از او بياموزيد. اين عمل مؤدبانه راه را برای اتواستويچی های ديگر هموار خواهد كرد. فراموش نكنيد كه راهی را كه شما برای ديگری هموار می كنيد، ديگری برای شما هموار خواهد كرد.

طبق آمارهايی، چپقی ها شانس شان بيش از سيگاری ها است! لابد به خاطر اين كه معمولاً چپقی ها آدم هايی صبور و آرام هستند (روانشناسی در همه جا نقش مهمی ايفا می كند).

بهتر است برای وقت كشی مرتب سيگار نكشيد. اگر راننده سيگاری نباشد به احتمال قوی توقف نخواهد كرد.

لباس اتواستوپچی: از لحاظ روانی لباس با رنگ های روشن، مثلاً پوشيدن يک پيراهن سفيد، شانس را بی نهايت افزايش می دهد. نو يا كهنه بودن لباس اهميتی ندارد. مهم تميز بودن آن است!

اتواستوپ بر روی اتوبان ها: اتواستوپ بر روی اتوبان ها و برای سفرهای دور و دراز بدون عوض كردن اتومبيل، بسيار مؤثر خواهد بود. برای اين كار يا در محل پرداخت حق عبور بايستيد يا در پمپ بنزين ها. ولی توجه داشته باشيد كه اتواستوپ زدن بر روی خود اتوبان ها نه تنها ممنوع بلكه خطرناک و مشكل نيز هست.

نقشة اتوبان های منطقه را همراه داشته باشيد. بر روی اين نقشه اطلاعات دقيقی راجع به نقاط ورود و خروج، توقفگاه ها، مناطق استراحت، رستوران ها، پمپ بنزين و ... خواهيد يافت. در ضمن شهرها و دهكده هايی كه در مجاورت اتوبان ها قرار دارند بر روی نقشه مشخص شده اند. به اين ترتيب بعد از استفاده از قطار يا اتوبوس، در هر لحظه خواهيد توانست برنامه ادامه ی مسافرت را با اتواستوپ طرح ريزی كنيد.

كاميون رانان رفيق منش هستند: بسياری از اتواستوپچی ها از سرعت كم كاميون ها می نالند. ولی در حقيقت راننده های كاميون سرعت متوسط  را بيشتر رعايت كرده، كمتر توقف می كنند. و از همه مهم تر مسيرها درازتری را طی می نمايند.

سعی كنيد احترام كاميون ِ كاميون دار را نگاه داريد! بله، كاميون برای راننده اش درست نقش خانه را بازی می كند. نقش مهمان را خوب بازی كنيد. رعايت ادب و نظافت جزو ملزومات خواهد بود. با اعمالی چون ته سيگار زير پا له كردن و كفش ها را روی داشبرد نهادن، مسافت زيادی را طی نخواهيد كرد. انتخاب موضوع صحبت را به عهده ی او بگذاريد. كمتر راننده ی كاميونی است كه دانشگاه ديده باشد. با موضوع های پيچيده و فيلسوفانه او را خسته نكنيد.

در حين سفر، برای رفيق شدن با او تا اندازه ای نقش شاگرد راننده را بازی كنيد. گاهی لنگی به شيشه و پنجره بكشيد. هنگام بنزين زدن با او پياده شوید و كاری را به عهده بگيريد. از نتيجه ی خوب اين اعمال متعجب خواهيد شد.

برای اولين تماس با آن ها به پلاک كاميون كه معمولاً مقصد را مشخص می كند توجه كنيد. اگر بارگيری می كند يا باری خالی می كند به او كمک كنيد و بعد از او بخواهيد شما را به مقصدی برساند. حتا اگر راهش با شما يكی نباشد مطمئن باشيد كه سعی خودش را برای يافتن كاميون هم مقصد شما خواهد كرد.

اتواستوپ برای زن و شوهر: اگر خودتان را جاي راننده بگذاريد، به دليل آسودگی خاطر او با مشاهده ی يک زن و شوهر در كنار جاده پی خواهيد برد، كسی كه به همراه همسرش سفر می كند نمی تواند شخص ولگرد و خطرناكی باشد (يكی ديگر از موارد روانشناسی!) به علاوه شانس آن كه يک راننده ی زن ترمز بزند به مراتب افزايش خواهد يافت.

اتواستوپ هنگام شب: اتواستوپ هنگام شب با آن كه خسته كننده و خطرناک است، جنبه های خوب خود را نيز داراست. اگر چه هنگام شب، اتواستوپ زدن مشكل به نظر می رسد و از ديدن مناظر نيز محروم خواهيد شد ولی در عوض مسير طولانی تری را طی خواهيد كرد.

بهترين محل ها برای اين كه  ديده شويد بايد زير يک تير چراغ برق قرار بگيريد. اگر در جاده های كم اهميت يا تاريک اتواستوپ می زنيد، چراغ قوه را فراموش نكنيد.

آداب و رسوم اتواستوپ: اتواستوپچی ها به يک خانواده ی بزرگ جهانی تعلق دارند. همديگر را تشويق می كنند. به همديگر كمک و اطلاعاتشان را رد و بدل می كنند. زمانی كه مسيری طولانی را برای سفر انتخاب می كنيد. الزاماً چندين بار اتومبيل عوض خواهيد كرد. امكان ديدار بيش از يک بار چند اتواستوپچی ديگر افزايش می يابد. چه بسا كه در ميان آنها بهترين دوستان زندگی خود را بيابيد. داشتن دوست و رفيق در كشورهای گوناگون مزيتی نيست كه هر كسی از آن برخوردار شود.

استحكام روابط دوستانه در اين خانواده ی بزرگ جهانی مستلزم رعايت آداب و رسوم زير است:

- صف اتواستوپچی ها را رعايت كنيد. هميشه بعد از اتواستوپچی هايی كه قبل از شما به محل رسيده اند قرار بگيريد.

- هرگز آنقدر در نزديكی يک اتواستوپچی ديگر نايستيد كه از شانسش كم شود. راننده با ديدن دو نفر با هم فكر خواهد كرد كه همراه هم سفر می كنند و اگر يک جا بيشتر نداشته باشد.

- زمانی كه از كنار اتواستوپچی ديگری رد می شويد يا اين كه سوار اتومبيلی می شويد جملاتی را مانند «خسته نباشی» و «موفق باشی» فراموش نكنيد. با رعايت اين گونه آداب و رسوم است كه كارت «نامرئی» عضويت در اين جامعه ی جهانی برايتان صادر خواهد شد.

محل استواستوپ زدن: ترمز زدن در هر گونه محلی امكان پذير نيست. دو موضوع اساسی را رعايت كنيد. سرعت اتومبيل و امكان پذير بودن توقف .

راننده برای مشاهده ی شما، خواندن مسيرتان بر روی مقوا و تصميم گيری و توقف، به چند ثانيه ای وقت نياز دارد و فاصله ای كه در اين مدت زمان طی خواهد شد به سرعت او بستگی خواهد داشت.

اگر راننده ها با اشاره دست به شما می فهمانند كه به زودی دور خواهند زد، بدانيد كه نزديک يک چهار راه ايستاده ايد، برای افزايش شانس تان، اين چهارراه را پياده گز كنيد.

چند محل مناسب برای اتواستوپ زدن:

- بعد از يک پيچ، ولی به اندازه ی كافی فاصله بگيريد كه راننده فرصت ترمز كردن داشته باشد.

- بعد از يک چهار راه.

- اواسط يک سرازيری.

- در محل های توقف اتوبان ها.

- خروجی پمپ بنزين ها.

بار و بنه و وسايل متفرقه ی اتواستوپچی: كوله پشتی الزامی است. آن را در محلی قرار دهيد كه راننده راحت مشاهده اش كند. در حقيقت راننده را هم از بار و بنه ی اندک خود و هم از مسافر بودنتان مطمئن خواهيد ساخت. از لحاظ روانی يک مسافر بدون بار و بنه يا ولگرد است يا دزد و شايد حتا تحت تعقيب پليس! زياد دنبال دليلش نگرديد.

اگر به غير از كوله پشتی وسايل ديگری نيز به همراه داريد، پنهانش كنيد. كمتر راننده ای مايل است اتومبيلش به كاميون اسباب كشی تبديل شود.

به همراه داشتن كارت پستال هايی از مناظر ايران و هديه دادن آن ها به راننده، به گرم كردن محفل و ايجاد موضوع صحبت كمک خواهد كرد.

تابلوی نصب مسير را از پيش تهيه كنيد. برای اين كار مقوا مناسب خواهد بود. (به خاطر باد). اين مقوا را از نوعی پلاستيک، به طوری كه سه طرف آن بسته و يک طرف باز باشد، بپوشانيد. به اين ترتيب كافی خواهد بود كه به تدريج مسيرهای گوناگون خود را با ماژيک بر روی كاغذی بنویسید و زير پلاستيک قرار دهيد. نوشته ها بايد به قدری درشت نوشته شوند كه از فاصله ی دور بتوان آن را خواند.

در هر مرحله، نام نزديكترين شهری را كه همه ی راننده ها مجبور به رد شدن از آن خواهند بود بنويسيد. زمانی كه در اتومبيل قرار گرفتيد، و كمی قبل از رسيدن به اين شهر از راننده بپرسيد كه تا شهر بعدی چقدر فاصله است. راننده خواهد فهميد كه شهر اولی مسير نهايی شما نيست و اگر مسير را ادامه دهد و از هم صحبتی با شما راضی باشد، ادامه ی راه را به شما پيشنهاد خواهد كرد.

طرز برخورد و رفتار با راننده: راننده ای كه يک سفر مجانی به شما پيشنهاد می كند، نه برای دلسوزی است نه به خاطر اين كه از بازی كردن نقش شوفر تاكسی خوشش می آيد! بلكه دلش می خواهد هم صحبتی داشته و چيزی ياد بگيرد. بنابراين سفرها و تجارب شما می توانند برايش جالب باشند.

اگر راننده تنهاست، جلو و بغل دست او بنشينيد. بسياری از راننده ها از اين كه غريبه پشت سرشان بنشيند خوششان نمی آيد.

زمانی كه راننده ای توقف كرد زياد معطلش نكرده و فاصله ی بين خود و اتومبيل را با دويدن طی كنيد.

زمانی كه راننده ای با ايما و اشاره به شما می فهماند كه جای كافی برای شما ندارد از او تشكر كنيد. بارها اتفاق افتاده است كه راننده پس از مشاهده ی اين عمل توقف كرده و با زحمت هم كه شده جايی برای اتواستوپچی باز كرده است.

سفر با خودروهای دو ديفرانسيل: در اين جا منظور تفكيک مسافران جاده ها به دو گروه دارندگان خودروهای تک محور يا دو محور نيست. قطعاً می باید آنها را كه با خودروی دو محور در خيابان به اين سو و آن سو می روند يا در جاده ها و اتوبان های پرتردد سفر می كنند از گروه «فورويلينگ بازها» جدا كرد. فورويلينگ باز افرادی هستند كه از امكانی كه خودروی دو محور برای سفر در مسيرهای دشوار در اختيارشان قرار می دهد استفاده می كنند و اساساً از سفر با اين نوع خودروها لذت می برند. آنها را بايد طبيعت گردانی به شمار آورد كه با خودرو پا به طبيعت می گذرند و كمتر ورزشكار، اما شايد بيشتر ماجراجو باشند. گفتنی است كه به طور كلی خودروی دو ديفرانسيل متعلق به كوه و دشت است و تردد با آن در شهر ضمن مصرف بالای بنزين، آلودگی هوا، اشغال حجم بيشتری از خيابان، لطمه به زير ساخت خيابان را در پی دارد، به همين خاطر در كشورهايی مثل انگليس و فرانسه استفاده از چنين خودروهايی در شهر مستلزم پرداخت ماليات سنگين به شهرداری است.

كسانی كه می خواهند به باشگاه خودروهای دومحور پا بگذارند لازم است به اين توصيه ها توجه كنند:

- خودروی دومحور واقعی بخرید. بعضی از انواع خودروهای دومحور موجود در بازار به رغم ظاهرشان به واقع يک جور خودروی سواری هستند كه شاسی بلندی دارند و قدری هم موتور قوی تری دارند. اين نوع خودروها در بيابان و كوه و دشت به سرعت فرسوده می شوند. برعكس آن هم البته قابل اشاره است: يک خودروی دومحور به هر حال برای حمل انسان طراحی شده و از يک وانت نرم تر و راحت تر است. اما برخی خودروهای دو محور موجود در بازار به واقع وانت هايی هستند كه روی آنها اتاق نصب شده است. چند ساعت سواری با اين نوع خودروها آن چنان شما را خسته و كوفته می كند كه در مقصد به جای گشت و گذار عمدتاً ترجيح می دهيد به استراحت بپردازيد!

نه گران بخريد، نه ارزان: خودروی صحراگردی باید به اندازه ی كافی قوی و سالم باشد و در عين حال خيلی گران نباشد. در بازار جيپ های قديمی با قيمت هايی حدود يک، دو، يا سه ميليون تومان هم پيدا می شود. اما بعيد است با چنين خودرويی مستعمل بشود پا به بيابان گذاشت و سالم برگشت. از سوی ديگر خودروهای دو ديفرانسيل پرجاذبه ای با قيمت های بالای 50 ميليون تومان هم امروزه خيابان های تهران را پر كرده اند. مطلقاً با اين خودروها هم نبايد پا به بيابان گذاشت. خدای ناكرده دوست نداريد که به خاطر سرقت خودرويتان بلايی سر خودتان هم بياورند؟

فورويلينگ را بياموزيد: رانندگی با خودروهای دومحور فوت و فن خاص خود را دارد. عبور از يک رودخانه ی خروشان با ماشين، گذر از ميان اراضی مردابی، رد كردن يک گردنه ی باریک و سخت گذر، از ميان يخ و برف راه را گشودن و ... آموزش قبلی و مهارت كافی می خواهد. بسيارند جوانانی كه خودروی دومحور دارند اما هنوز نمی دانند كه دنده ی كمک آن اصلاً به چه كار می آيد!!

گروهی سفر كنيد: تنهايی در كوه و بيابان البته لذت بخش است، اما خطرناک هم هست. حتی الامكان به صورت جمعی سفر كنيد. اصطلاحاً گفته می شود كه حداقل تعداد خودرو در يک سفر صحرايی بايد دو خودروی مشابه باشد. يعنی فی المثل دو پاترول دو در، دو لندرور چهار سيلندر و .... مشابه بودن خودروها باعث می شود كه حتا اگر هر دو خراب شوند با جا به جايی قطعات بشود حداقل يكی از ماشين ها را به راه انداخت.

مجهز باشيد: وقتی يكی دوبار با خودروی دومحور به صحراگردی رفتيد، آن وقت وسوسه می شويد برای سفر به مسيرهای كم گذر و ماجراجويانه مثلاً طی كردن ريگ جن، گذشتن از عرض كوير حاج علی قلی، از ده سيف به طبس رفتن يا عرض دشت لوت را به سمت زابل قطع كردن. در هر كدام از اين مسيرها امكان گم شدن هست. و در بسياری از موارد گم شدن ممكن است به مرگ ماجراجويان بينجامد. آنچه كه اين مخاطره را به حداقل می رساند همراه داشتن سيستم موقعيت ياب جهانی( جی پی اس ) و موبايل ماهواره ای است. با اين دو ابزار اگر هم خودتان نتوانيد راه را پيدا كنيد دست كم اين است كه گروه های امداد راحت می توانند رد شما را پيدا كنند.

توصيه حياتی: به نقشه های موجود در كشور برای رديابی در مسيرهای كم گذر اعتماد نكنيد. اين نقشه ها، حتا بزرگ مقياس ها و جديدهايشان، غالباً غيردقيق و بعضاً گمراه كننده هستند. البته برای مسيرهای پرگذر كه در آنها مخاطره ی حياتی وجود ندارد، می توان از اين نقشه ها استفاده كرد.

قبل از سفر به صحرا، حتماً خودرو شما را بايد مكانيک قابل اعتماد بازبينی كند. امتحان ترمزها بسيار مهم است. كف ماشين را از وجود روغن پاک كنيد. توقف روی خاشاک آماده ی اشتعال با كف روغن مالی شده، امكان آتش سوزی ناگهانی را ايجاد می كند.

به طبيعت زخم نزنيد: طرفداران محيط زيست هميشه با بدبينی به صحراگردان خودروسوار نگاه می كنند. واقعيت اين است كه از ميان ديگر طبيعت گردان، خودروسواران بيشتر به طبيعت لطمه وارد می كنند. به همين خاطر در طبيعت تاخت و تاز نكنيد و حتماً همه ی گروه در يک مسير واحد، آن هم مسيری كه قبلاً نيز از آن تردد شده، گذر كنيد. با خودرو هرگز به جايی كه احتمال می دهيد محل اجتماع حيوانات است نزديک نشويد و سعی كنيد تردد شما با حداقل اثرگذاری در طبيعت انجام شود. اگر اين مطلب را يک طرفدار افراطی محيط زيست نوشته بود البته از شما خواهش می كرد با خودرو پا به طبيعت نگذاريد، اما حالا كه داريد می رويد شما را به خدا خيلی محتاط برويد و به خواب هزاران پرنده و خزنده و چرنده و .... فكر كنيد كه با گذر شما آشفته خواهد شد و صدها هزار بوته ی نورسی كه زير چرخ های شما له خواهد شد.

4- بهداشت در سفر

آب به آب شدن يا هوا به هوا شدن اصطلاح معمولی است درباره ی بيماری های سفر، بديهی است كه علاوه بر مراقبت بهداشتی معمول، يک مسافر احتياج به مراقبت های ويژه، بسته به شرايط عمومی مقصد سفر نيز دارد. در اين باره توجه به توصيه های زير ضروری است:

- اگر به مقاصد دور دست می رويد درباره ی معضلات بهداشتی و بيماری های بومی آن اطلاعاتی كسب كنيد. دانشی وجود دارد به نام «جغرافيايی پزشكی». براساس اين دانش بيماری ها دارای پراكنش جغرافيايی مشخصی هستند و از سوی ديگر هر محيط جغرافيايی زمينه ی بروز و همه گيری بيماری های خاصی را ايجاد می كند. برای مثال ترديدی نيست كه آلودگی های ميكروبی در مناطق گرمسير بسيار افزونتر از مناطق سردسير است.

- استفاده از آب آلوده شايع ترين علت ابتلا به بيماری در سفر است. چاره ی كار نوشيدن آب های تصفيه شده ی معدنی است كه با بطری های وكيوم شده به فروش می رسند يا استفاده از قرص های تصفيه ی آب.

- اسهال و يبوست دو پديده ی شايع در سفر هستند. در يک سفر طولانی بالأخره يكی از آن ها رخ می دهد و اغلب هم وقوع يكی در نهايت به وقوع آن ديگری نيز منجر می شود. استفاده از داروی ضدعفونی كننده ی مناسب و نوشيدن آب فراوان معمول ترين راه برای درمان اسهال است. برای درمان يبوست نيز بايد از خوراكی های مسهل و فيبردار مثل سبزی، کاهو و انجیر استفاده كرد.

- در سفرهای طولانی همراه داشتن جعبه ی كمک های اوليه الزامی است. باندها و گازهای استريل، چسب زخم، قيچی كوچک، سنجاق قفلی، پنبه، آسپرين و قرص های مسكن و سرماخوردگی، ويتامين ث، كرم برای نرم كردن پوست پا و محلول ضدعفونی كننده اجزای ثابت يک جعبه ی كمک های اوليه است. اما بهتر است اين داروها را هم همراه داشته باشيد: كرامين گلوكز برای سفر به ارتفاعات، ايموديوم و پودر او.آر.اس. برای درمان اسهال، سپاسفن برای درد شديد، ژيلفنان برای دندان درد و دردهای عصبی، فنرل برای از بين بردن قارچ های پوستی و درمان نيش زدگی حشرات، پيرالوكس برای دفع آفت و زخم های داخل دهان، موستی فلوئيد برای نيش زدگی پشه ها، هيدروكلونازل برای تصفيه آب و سرانجام قطره مناسب برای ضدعفونی كردن چشم.

- در سفر به كشورهای ديگر واكسيناسيون فراموش نشود. علاوه بر واكسن های اجباری، واكسن های سل، ديفتری، تيفوس و هپاتيت نيز زده شود. برای كودكان نيز واكسن سياه سرفه، سرخک و اريون لازم است. شايد لازم باشد زنان نيز برای جلوگيری از ابتلا به سرخک روبئول واكسن مربوط به آن را بزنند.

- دل زدگی در سفر نيز پديده ای معمول است. آنچه كه اغلب تحت عنوان دريا گرفتگی، سندروم سفر با هواپيما يا بدماشينی از آن ياد می شود. اين پديده عمدتاً ناشی از عدم توان انطباق سريع ارگانيسم های مختلف بدن با شرايط متفاوت محيط در دريا و هواپيما يا جابه جايی سريع در مدت كوتاه است. برای مهار اين پديده توصيه می شود كه هنگام سفر با قطار، اتومبيل و كشتی هميشه به سمت مقابل نگاه كنيد. در كشتی روی عرشه بياييد و افق های خيلی دور را بنگريد، قبل از سفر غذاهای چرب، شور و حجيم نخوريد، از استعمال عطرهای تند خودداری كنيد و البته كتاب نخوانید و به هيچ صفحه مانيتوری، اعم از نمايشگر فيلم در هواپيما يا قطار يا كامپيوتر همراه نگاه نكنيد. برای افرادی كه به صورت حاد به اين مشكل دچار هستند داروهای مخصوص و موثر وجود دارد.

5- اخلاق در سفر

جز اخلاقيات عمومی، كه رعايت آن ها در همه حال برای همگان واجب است، هر فعاليتی هم ممكن است به صورت متمركزتر حوزه ی اخلاقی خاص خود را داشته باشد. از نظر معيارهای اخلاقی مسافران در طيفی ميان بسيار بد (و بعضاًً ناجوانمرد و پست) تا بسيار شريف و قابل احترام دسته بندی می شوند. از جمله اخلاقيات خاص سفر می توان به موارد زير اشاره كرد:

- فراموش نكنيد يک مسافر خوب محيط را به گونه ای ترک می كند كه انگار هرگز به آن پا نگذاشته است. اين قاعده به ويژه در محيط طبيعی مصداق دارد. حضور مسافر در طبيعت نبايد به هيچ گونه تخريب يا آلودگی منجر شود. رعايت حريم پوشش گياهی، اجتناب از آسيب به حيات جانوری، جلوگيری از رها سازی حتا يک تکه ی كوچک زباله در طبيعت و ممانعت از هر آنچه كه ممكن است تغييری در سيمای محيط ايجاد كند، دستورالعمل های اجرايی برای سفر پاک و پايدار در طبيعت است. يک اصل طلايی می گويد وقتی كمپ را برچيدیم و قصد ترک طبيعت را داريم تنها در صورتی می توانيم وجدانی آسوده داشته باشيم كه تصور كنيم مسافران بعدی نمی توانند نشانه ای از حضور ما در طبيعتی كه در آن به سر برده ايم پيدا كنند.

- بايد به هنجارهای اخلاقی جامعه ی ميزبان احترام بگذاريم. ولو اينكه با اين هنجارها موافق نباشیم يا درک آنها برای ما دشوار باشد.

- حضور ما در يک محيط بومی نبايد به از هم گسيختگی اخلاقی آن جامعه منجر شود.

- حضور ما در آيين های ملی و مذهبی ديگران، نبايد موجب خالی شدن اين آيين ها از هويت و روح مقدس آنها شود.

- سفر ما نبايد به قهقرای اعتماد به نفس و خودباوری در يک جامعه ی بومی منجر شود. بايد به مردم بومی يادآور شويم ما نيز در زندگی شهری مشكلات خاص خود را داريم و زندگی بومی آنها نيز بعضاً دارای امتيازات و ارزش هايی است كه ما از آن بی بهره ايم.

- سوغات بخريم و با اين كار به رونق اقتصاد محلی در مناطق بومی كمک كنيم.

- حتی الامكان وسايل و خدمات مورد نياز خود را در مقصد تهيه كنيم و اجازه دهيم مردم بومی لمس كنند كه سفر ما چقدر به نفع آنها است.

- ميثاق نانوشته ای ميان جهانگردان سراسر جهان وجود دارد مبنی بر اين كه «به هر مسافر نيازمند بايد كمک كرد.» هيچ چيز غير اخلاقی تر از رها كردن يک مسافر غريب سانحه ديده و سرگردان به حال خود نيست.

- سرانجام اين كه بزرگوار باشيم، با تفرعن به مردمان فقير بومی نگاه نكنيم و از خاطر نبريم گدايی كه با سماجت آستين ما را رها نمی كند، كاسبی كه قصد دارد چند پشيزی اضافه تر از ما بگيرد يا احياناً سارقی كه چيزی از ما دزديده، لزوماً نمايه ی همه ی جامعه ی بومی نيستند و قدری تامل می تواند لايه های قابل احترام تر اين جامعه را نيز به ما نشان دهد.

نظر ها
افزودن جدید
محمود وفادار   |2.180.63.xxx |2014-09-09 15:28:40
مطالب اموزنده و جالبی بود .از زحمات شما کمال
قد ردانی و سپاس را دارم.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
 
ADP Global CMS ADP Global CMS ADP Global CMS